برانگيختن شاگردان براي يادگيري‌

 

براي نيل به يادگيري موفقيت‌آميز و موثر، معلمان به شاگران برانگيخته، علاقه‌مند و تلاشگر نياز دارند و خواهان چنين متعلماني هستند. به‌جز در كودكاني كه عقب‌ماندگي ذهني آشكار دارند،‌ در كودكان طبيعي نقش انگيزش در عملكرد و پيشرفت تحصيلي به مراتب بيشتر از هوش يا استعداد كلي است. لذا درك ماهيت انگيزش، عوامل مؤثر برآن و راه‌هاي برانگيختن دانش‌آموزان براي معلم، مفيد و بلكه لازم است. هدف اين مقاله اين است كه خواننده به درك وسيعتري از مفاهيم انگيزش و انگيزه دست يابد، اهميت انگيزش در پيشرفت تحصيلي و تاثير متقابل آن دو را بداند و بالاخره تعداد زيادي از عوامل موثر برانگيزش يادگيرندگان را بشناسد.‌

انگيزش چيست؟

انگيزش به حالت‌هاي دروني موجود زنده كه موجب بروز، هدايت يا تداوم رفتار او به سوي نوعي هدف مي‌شود، اشاره مي‌كند. به سخني ديگر انگيزش را مي‌توان به عنوان محرك فعاليت‌هاي انسان و عامل جهت‌دهنده آن تعريف كرد. در موقعيت تدريس،‌ يادگيري و انگيزش با خواست، آمادگي و تلاش يادگيرنده براي يادگيري ارتباط دارد. مانند يادگيري، انگيزش نيز به‌طور مستقيم قابل مشاهده نيست،‌ در واقع براساس مشاهده و سنجش رفتارها، در مورد انگيزش فرد قضاوت مي‌شود.

انگيزش مهمترين شرط يادگيري است. عاملي است كه به شخصيت و توانايي دانش‌آموز، ويژگي‌هاي تكاليف، مشوق‌ها و ساير عوامل محيطي مربوط است. دانش‌آموز با انگيزه به‌راحتي شناخته مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه انگيزش دروني كودكان در طي دوران قبل‌از دبستان تا دبيرستان كاهش مي‌يابد.

از لحاظ پرورشي، انگيزش هم هدف است و هم وسيله به‌عنوان هدف. ما از دانش‌آموزان مي‌خواهيم نسبت به موضوعات مختلف علمي و اجتماعي علاقه كسب كنند. از اين‌رو تمام برنامه‌هاي درسي كه براي آن‌هادر فعاليت‌هاي حوزه عاطفي در نظر گرفته شده است داراي هدف‌هاي انگيزشي هستند. به‌عنوان وسيله انگيزش مانند آمادگي ذهني يا رفتارهاي ورودي يك پيش‌نياز يادگيري به حساب مي‌آيد. اگر دانش‌آموزان نسبت به درس بي‌علاقه و داراي انگيزش سطح پاييني باشند، به توضيحات معلم توجه نخواهند كرد، تكاليف خود را با جديت انجام نخواهند داد و بالاخره پيشرفت چنداني نصيب آنان نخواهد شد.