اطلاعات بدست آمده از یک تحقیق غالبا توده‌ای از اطلاعات خام، بر معنی و بدون نظم هستند که هر نوع نتیجه گیری و تفسیر آنها غیر ممکن است. بنابراین برای هر نوع تجزیه و تحلیل اطلاعات لازم است داده‌ها (بخصوص داده‌هایی که در سطح مقیاس‌اندازه گیری فاصله‌ای و نسبی به دست آمده‌اند) براساس یک نظم منطقی طبقه بندی (Classification) شوند تا به صورت معنی‌دار و قابل تفسیر در آید. طبقه بندی داده‌ها مستلزم محاسبه مرحله به مرحله دامنه تغییرات ، تعداد طبقات ، فاصله طبقات ، انواع فراوانی‌ها با استفاده از فرمولهای مشخص است. طبقه بندی داده‌ها تمام اطلاعات در یک جدول به نام جدول توزیع فراوانی (Frequeny Table) گردآوری می‌شود و این جدول باید اساسی برای محاسبه شاخص‌های مرکزی (Centrol Index) ، شاخص‌های پراکندگی (Dispersion Index) و مقایسه گروهی از داده‌ها با گروههای دیگر جهت استنباط آماری است.

یک مثال

محققی سطح هوشی یک گروه 105 نفری از دانش آموزان را با استفاده از آزمون هوشی و کسلر برای کودکان ‌اندازه گیری کرده است. (جدول یک) نمرات به دست آمده دارای پراکندگی بسیاری هستند و بدست آوردن اطلاعات لازم از قبیل "درصد دانش آموزانی که در سطح هوشی معینی قرار دارند" غیر ممکن است. حتی پیدا کردن بالاترین و پایین‌ترین سطح هوشی به سختی امکان‌پذیر است. بنابراین برای معنی دار و قابل تفسیر شدن داده‌ها لازم است نمرات هوشی طبقه بندی شوند. این طبقه بندی در مراحل زیر انجام می‌گیرد:

جدول یک (نمرات بهره هوشی 105 نفر از دانش آموزان)
90 100 100 80 112 130 70 70 86 89 90 95 130 65 65 70 100 110
100 90 80 90 85 112 115 85 75 90 95 105 95 120 105 95 75 65
100 120 110 115 105 85 80 60 80 70 100 100 110 120 111 115 90 100
95 85 80 110 110 95 105 100 80 99 115 125 90 105 125 105 100
95 85 75 70 75 110 100 100 90 95 105 110 105 105 85 70 60
65 100 110 90 85 90 80 100 110 115 105 130 125 100 90 95 105

محاسبه دامنه تغییرات

اگر متغیر مورد ‌اندازه گیری (مانند هوش) را با حذف "x" نشان دهیم دامنه تغییرات با استفاده از فرمول مثال یک (تفاضل بزرگترین عدد از کوچکترین عدد به اضافه یک) بدست می‌آید.
کوچکترین عدد=xL ، بزرگترین عدد=xH ، دامنه تغییرات= R
فرمول شماره یک : R=xH-xL+1
دامنه تغییرات سطح هوشی دانش آموزان R=130-60+1=71

محاسبه تعداد طبقات

روش تجربی

در این روش تعیین تعداد طبقات در اختیار محقق است ولی معمولا آن را بین 10 تا 20 طبقه انتخاب می‌کنند. چون طبقات کمتر از 10 باعث بزرگتر شدن ‌اندازه طبقات و از دست رفتن اطلاعات می‌شود و طبقات بالاتر از 20 باعث طولانی شدن تهیه و تنظیم جدول می‌شود. در مثال فوق محقق تعداد طبقات به روش تجربی "150 " طبقه در نظر گرفت.

روش فرمولی

در روش فرمولی تعداد طبقات از طریق فرمولی زیر که به قانون استرژنیر معروف است بدست می‌آید.
لگاریتم بر مبنای 10 = Log : تعداد اعداد = n : تعداد طبقات = K

(K=1+(3.3Logn

محاسبه فاصله طبقات

محاسبه طبقات از تقسیم دامنه تغییرات بر تعداد طبقات از طریق فرمول زیر به دست می‌آید.
::i=R/K : فاصله طبقات = i :
i=71/15=4.73≈5

نوشتن طبقات

معمولا نوشتن طبقات را از پایین و با عددی شروع می‌کنند که فاصله طبقات مضربی از آن باشد. در مثال فوق کوچکترین عدد 40 است و فاصله طبقات "50" بنابراین اولیه طبقه با 40 شروع می‌شود (60 مضربی از 5 است) و به 64 ختم می‌شود (بین "60" تا "64" پنج عدد 60-61-62-63-64 قرار دارد). پس از نوشتن اولین طبقه سایر طبقات را به همان ترتیب می‌نویسند تا به آخرین طبقه برسند (جدول دوم)
جدول دو: (جدول توزیع فراوانی سطح هوشی 100 دانش آموز)
حدود واقعی طبقات Xc Pcf P Pf cf f طبقات
129.5-134.5 132 100 3 0.03 105 3 134-130
129.5-124.5 127 97.1 3 0.03 102 3 129-125
124.5-119.5 122 94.3 3 0.03 99 3 124-120
119.5-114.5 117 91.4 5 0.05 96 5 119-115
114.5-109.5 112 86.6 11 0.11 91 12 114-110
109.5-104.5 107 75.2 10 0.10 79 11 109-105
104.5-99.5 102 65 14 0.14 68 15 104-100
99.5-94.5 97 50.5 9 0.09 53 10 99-95
94.5-89.5 92 41 10 0.10 43 11 94-90
89.5-84.5 87 30.5 8 0.08 32 9 89-85
84.5-79.5 82 22 7 0.07 23 7 84-80
79.5-74.5 77 15.2 4 0.04 16 4 79-75
74.5-69.5 72 9.5 6 0.06 12 6 74-70
69.5-64.5 67 5.7 4 0.04 6 4 69-65
64.5-59.5 62 2 2 0.02 2 2 64-60
100 1 N=105

محاسبه انواع فراوانی

فراوانی مطلق

فراوانی مطلق که حرف f نشان داده می‌شود از شمار تعداد نمرات یا اعدادی که در یک طبقه قرار می‌گیرند؛ بدست می‌آید. برای مثال فراوانی مطلق طبقه بندی اول (64-60) "2" می‌باشد. مجموع فراوانی‌ها تمام طبقات باید برابر با تعداد نمرات یا اعداد (N) باشد.

فراوانی تراکمی

فراوانی تراکمی از جمع کردن فراوانی‌ها به صورت متوالی از پایین‌ترین طبقه تا بالاترین طبقه بدست می‌آید و نشان دهنده آن است که چه تعداد از فراوانی‌ها (نمرات) در پایین نمره یا طبقه خاصی قرار دارند. در این فراوانی که cf نشان داده می‌شود فراوانی تراکمی بالاترین طبقه با مجموع نمرات (N) برابر است.

فراوانی نسبی

فراوانی نسبی که با Pf نشان داده می‌شود نشان دهنده میزان فضایی است که فراوانی یک طبقه نسبت به سایر طبقات به خود اختصاص داده است. این فراوانی از طریق فرمول PF=fi/N محاسبه می‌شود. برای مثال فراوانی نسبی طبقه ششم (89-85) برابر است با: PF=9/105=0.08

فراوانی نسبی درصدی

فراوانی نسبی درصدی که P نشان داده می‌شود میزان فضای اشغال شده توسط فراوانی های یک طبقه براساس مقیاس صد نشان می‌دهد و از طرف فرمول p=fi/N×100 به دست می‌آید برای مثال فراوانی نسبی درصدی طبقه مهم (104-100) برابر است با: p=15/105×100=14

فراوانی تراکمی درصدی

فراوانی تراکمی درصدی که با Pcf نشان داده می‌شود نشان دهنده درصد اعداد با نمراتی است که در زیر یک طبقه معین قرار دارد این فراوانی از طریق فرمول Pcf=cf/N×100 بدست می‌آید. برای مثال فراوانی تراکمی درصدی یازدهم (114-110) برابر است با: Pcf=91/105×100=86.6

محاسبه نماینده طبقه

برای محاسبه نماینده طبقه (نقطه میانی هر طبقه) که با xc نشان داده می‌شود از طریق فرمول 2/بالای طبقه-حد پایین طبقه=Xc بدست می‌آید. برای مثال نماینده دهم (109-105) برابر است با: Xc=(105+109)/2=107

محاسبه حدود واقعی طبقه

هر طبقه دارای یک حد واقعی است به صورت "کم کردن نیمنمره از حد پایین طبقه و اضافه نیم نمره به حد بالای طبقه" محاسبه می‌شود.