X
تبلیغات
جزيره رياضي - چگونه تست بزنيم

جزيره رياضي

چگونه تست بزنيم

با توجه به بحث داغ تست واينكه دانش آموزان مرتب سوال ميكنند كه چگونه تست بزنيم مطلب زير انتخاب شده

هماهنگي جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوري:

پاسخ هايي كه از نظر قواعد دستوري ، باسوال هماهنگي ندارند، غالبا(به احتمال 80 درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جاي خالي است و از شما خواسته مي‌شود ، جاهاي خالي را با جواب درست پركنيد و يكي از گزينه ها اصلا مناسب آن جاي خالي نيست.چرا كه از لحاظ گرامري جايش آنجا نيست. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

تست هاي جستجو كردني:

در اين تست ها لازمه يافتن جواب اين است كه هر 4 گزينه را جستجو كرده و جو اب صحيح را پيدا كنيم. در چنين تست هايي سعي كنيد كه براي جستجو هميشه از گزينه ج و د شروع كنيد چرا كه معمولا به احتمال 60% يكي از اين دو گزينه صحيح مي‌باشد. همچنين مواظب باشيد كه انتخاب گزينه الف به عنوان جواب درست بايد با وسواس و احتياط زياد و بعد از اينكه مطمئن شديد گزينه هاي ب و ج و د درست نيستند صورت گيرد. همچنين سعي كنيد كه از گزينه هاي طولاني فرار نكنيد. گزينه اي كه بررسي آن به ظاهر مشكل تر است در 80% اوقات در تست هاي جستجو كردني همان گزينه جواب است. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
عدم نياز به دانستن همه مطالب يك تست:
براي پاسخ دادن به بعضي از تست ها ، نياز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نيست. و فقط با دانستن بخشي از تست مي‌توانيد گزينه هاي نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحيح برسانيد. 80 % سوالات كنكور چنين هستند. بنابراين اگر همه بخش هاي كتاب را نخوانده ايد جا نزنيد.

عدم نياز به حل طولاني:

در 95% حالات در سوالات كنكور بخصوص دروس فيزيك و شيمي‌و رياضي كه به صورت مساله مي‌باشند، سوالات راه حل هاي طولاني ندارندو عمدتا يك يا دو نكته خاص مورد نظر طراح مي‌باشند. بنابراين هنگام حل اين تست ها اگر ديديد كه به محاسبات طولاني و استفاده از فرمولهاي زياد نياز است، بلافاصله بفهميد كه ازنكته مورد نظر طراح دور افتاده ايد و يا در جايي اشتباه كرده ايد.

قيدهاي تاكيد و نفي بيانگر جواب غلط اند:

گزينه هايي كه داراي لغاتي مانند هميشه ، هرگز ، حتما و از اين قبيل هستند،در 95% اوقات صحيح نمي‌باشند. در حالي كه گزينه هايي داراي كلماتي مانند ممكن است ، احتمالا و مانند اينها ، 80% اوقات صحيح مي‌باشند. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

تست جواب هاي محاسباتي :

بعضي اوقات از شما خواسته مي‌شود درستي يك جواب را در چهار فرمول داده شده چك كنيد. به جاي حل كامل محاسبه جواب كافي است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببينيد آيا تساوي داده شده برقرار مي‌شود يا خير. در اين مواردد 70% اوقات بهتر است ابتدا با گزينه هاي ج و د شروع كنيد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

تغيير فضاي فكري هنگام قفل كردن روي چند تست پياپي:

اگر هنگام حل چند تست پياپي چيزي به ذهنتان نرسيد. سريعا متوقف شويد و با تنفس عميق و تمرينات تن آرامي‌و در صورت امكان خوردن كيك و بيسكويت و كشمش و تنقلات دقيقه اي استراحت سعي كنيد. به مغز خود اكسيژن و به بدن خود قند كافي برسانيد. 99% ايام اين تكنيك شما را به حالت آرامش مي رساند.

اولويت بندي دروس اختصاصي:

بعد از اينكه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب داديد و مطمئن شديد كه ديگر سوال ساده اي براي جواب دادن وجود ندارد و قبل از اينكه به سراغ روش هاي احتمالاتي برويد. مدت مشخصي را بسته به زمان باقيمانده (مثلا نيم ساعت) را براي درسهاي با ضريب بالاتر (درس هاي ضريب 4 كنار بگذاريد ) و سعي كنيد سوالات بيشتري از آن درس ها را تا حد امكان جواب دهيد.

درس هاي با انحراف معيار منفي بالا:

درس هايي كه خيلي ها از آنها بيزارند و اصلا در كنكور به آنها اعتنايي نمي‌كنند. مي‌توانند در 90 درصدمواقع براي شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انساني داوطلبان از تست هاي رياضي بيزارند. در رشته تجربي درس هاي رياضي و فيزيك كمتر طرفدار دارد. در رشته رياضي نيز درس شيمي‌دچار نفرت شده است. حال آنكه ارزش واقعي يك تست از يك درس مشخص بعد از كنكور مشخص مي‌شود. يعني زماني كه معلوم شود چند نفر به اين درس پاسخگو بوده اند. به عبارتي امتياز سوالات درسي كه عده كمي‌به آن پاسخ صحيح داده اند، مانند رياضي در رشته تجربي و يا شيمي‌در رشته رياضي و فيزيك به مراتب ارزش بالاتري از سوالات درسي دارد كه عده زيادي به آن پاسخ مي‌گويند و اينكه بگوييم در رشته تجربي فيزيك ضريب 2 دارد و رياضيات هم ضريب 2، پس ارزش تستي اين دو درس با هم برابر است كاملا غلط مي‌باشد.

نقطه خنثي:

وقتي عدد صفر بين دو گزينه قرينه قرار مي‌گيرد. در هشتاد درصد مواقع حتما جواب خود عدد صفر است. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ربط تشابهي دو يا چند گزينه به هم يا ربط مشابهت :

ربط شباهتي از مرسوم ترين و رايج ترين روشهاي ربط دهي گزينه درست با غلط مي باشد و تقريبا نخستين شكل مرتبط سازي گزينه ها با يكديگر به شمار مي آيد. اين شكل ربط دهي در حال حاضر توسط اكثر طراحان آزمون هاي تستي به صورت سراسري يا آزمايشي و اصولا در تمام امتحانات تستي به كار مي رود. اساس اين ربط دهي ، استفاده از شباهت ظاهري، فرمولي، شكلي و يا آوايي و يا نوشتاري بين گزينه هاي درست و نادرست مي باشد. براي مثال 2 و 3 خيلي به هم شبيه هستند. اين شباهت به دو دليل است يكي شباهت غير قابل انكار 2 و 3 به يكديگر و ديگري زير راديكال بودن هر دو كه اگر در يك تست رياضي اين دو عدد كنار هم قرار گرفتند ، بايد به احتمال زياد حدس زد كه جواب درست بايد بين اين دو عدد قرار داشته باشد و قصد طراح اين بوده كه ما را بين اين دو گزينه دچار اشتباه سازد. همين كه به اين نتيجه رسيديم خود كشف بزرگي است، چرا كه در بدترين حالت و در 60 درصد مواقع مي توانيم يكي از اين دو گزينه را شانسي علامت بزنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

رابطه تضاد و تقابل بين دو گزينه:

2+ و 2- با هم متضاد مي‌باشند. همين طور راست و دروغ و يا شب و روز . خيلي ها با استفاده از اصل تضاد مطلبي را حفظ مي‌كنند و ياد مي‌گيرند و طراحان تست نيز از اين روش يادسپاري بي خبر نيستند. به همين خاطر آنها سعي مي‌كنند با گنجاندن گزينه متضاد در بين گزينه ها شما را گيج كنند تا شك شما را زياد كنند. هدف طراح اين است كه شما را از گزينه درست دور سازد. 70 % مواقع جواب بين دو گزينه متضاد قرار دارد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

رابطه مجاورت و همسايگي بين دو گزينه:

همسايه ها آشنا ترندو قيافه هايشان بهتر به خاطر سپرده مي‏شود. از سوي ديگر اگر كسي در يك جاده افتاد و از جاده مطمئن شد ، ترجيح مي‌دهد به جاي تغيير جاده به مسير خود ادامه دهد. گويي به محض دريافتن يك سرنخ بخش زيادي از نگراني فرد كم مي‌شود و متاسفانه به همان ميزان نيز دقت فرد كاهش مي‌يابد. چنان است كه اگر ميزان انرژي دقت يك داوطلب را در حفظ كردن يك مطلب 100 واحد در نظر بگيريم. بيش از 80 واحد دقت صرف يادسپاري بخش اول و 20 واحد بقيه صرف ياد سپاري بخش هاي بعدي مي‌شود. در اين مواقع داوطلب گمان مي‌كند كه با اتكا به اصل "زنجيره تداعي معاني" بقيه مطالب خود به خود مقابل چشمان او ظاهر خواهند شد. اما طراح سوال در اين ميان به عمد وارد گود مي‌شود و روي قسمت هاي بعدي (يعني همان جا كه دقت كم مي‌شود) جاده انحرافي ايجاد مي‌كند. مثلا شما جواب سوالي را به صورت "عقل و ايمان " حفظ كرده ايد. طراح در استفاده از كلمه "عقل" هيچ حساسيتي به خرج نمي‌دهد. چرا كه خوب مي‌داند. شما موقع يادگيري اين مطلب انرژي دقت و توجه زيادي را روي كلمه عقل گذاشته ايد. اما او روي كلمه دوم بازي مي‌كند و ناگهان به جاي واژه هاي " عقل و ايمان"، در گزينه ديگر از كلمات "عقل و علم" استفاده مي‌كند. اينجاست كه ترديد ظاهر مي‌شود و شما در انتخاب گزينه درست بين دو گزينه دچار آشفتگي مي‌شويد. اما براي شما كه قصد داريد مچ طراح را بگيريد. همين گيج شدن يك نعمت بزرگ به شمار مي‌آيد. در 60 درصد اوقات رابطه مجاورت و همسايگي راهنماي خوبي است كه ترديد شما را از چهار گزينه به دو گزينه كاهش دهد. به عبارت ديگر شما مي توانيد 60% مطمئن باشيد كه جواب درست بين دو گزينه مجاور است. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

رابطه تقارن بين دو گزينه:

خيلي مواقع ما چيزها را از روي شكل قرينه شان به خاطر مي‌آوريم. ما در دنياي آئينه ها زندگي مي‌كنيم.حتي تصويري كه ازشكل خود به خاطر داريم تصويري است كه درآئينه از خود ديده ايم. ما خود را در زندگي جاي ديگران قرار مي‌دهيم و از اين راه با آنها هم احساس مي‌شويم. جابجايي آئينه وار و تقارني آنقدر برايم ما جالب و جذاب است كه اگر دو گزينه متقارن ببينيم، آنها را تقريبا يكي احساس مي‌كنيم و اگر كمي‌دقت نداشته باشيم، آنها را به جاي يكديگر مورد استفاده قرار مي‌دهيم. درست شبيه بچه هايي كه كفشهاي چپ و راست را از هم تشخيص نمي‌دهند و خيلي مواقع آنها را عوضي به پا مي‌كنند. اين دلبستگي و وابستگي ما به قرينه ها و تصاوير انعكاسي باعث شده است كه طراحان زير تست ، فرصت را غنيمت بشمرند و از اين گذرگاه به داوطلبين كنكور حمله كنند. آنها در تست ها جوابهاي درست و غلط را به طور خيلي ساده آئينه وار و قرينه اي قرار مي‌ دهند. در 70 درصد اوقات گزينه درست بين دو جواب قرينه قرار دارد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

رابطه تناسب بين گزينه ها :

مانند رابطه بين اعداد 2/0 و 4/0 و 8/0 كه هر گزينه دو برابر قبلي مي‌باشد. اينگونه ارتباطات غالبا در تست هاي رياضي رخ مي‌نمايد. چرا كه بي دقتي روي يك ضريب مي‌تواند باعث بروز اشتباه در نتيجه نهايي شود. در اين موارد طراح با فرض قرار دادن احتمال اشتباه در ضرايب حين محاسبه ، خود شخصا آن مسير اشتباه را تا آخر طي مي‌كند و نتيجه اي كه بدست مي‌آورد را در گزينه ها تزريق مي‌كند. به اين ترتيب براي داوطلب تله مي‌گذارد كه حتي با عبور از مسير اشتباه باز هم بتواند نتيجه به زعم خود درست را در لابلاي گزينه ها پيدا كند. به اين ترتيب داوطلب با توجه به وقتي كه دارد ، بعيد است روي غلط بودن تست خود شك كند. در 90 درصد اوقات گزينه درست بين جواب هايي است كه با هم رابطه تناسبي دارند. اين روش موثري است براي حذف يكي از جوابهاي نادرست و در نتيجه افزايش احتمال درستي بقيه گزينه ها. توجه داشته باشيد كه 10 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

رابطه معكوس بين گزينه ها :

مانند رابطه بين اعداد و كه بيشتر در تست هاي رياضي رخ مي نمايد.

بي دقتي در انجام يك عمل تقسيم معمولا منجر به انحراف داوطلب از گزينه درست به سوي گزينه غلط معكوس مي شود. در 60 درصد مواقع جواب درست معمولا بين دو گزينه معكوس است. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ربط دهي گزينه ها به هم ازطريق زنجيره تداعي معاني:

سيستم يادسپاري ، يادگيري و يادآوري انسان بر اساس اصل تداعي معاني كار مي‌كند. به اين ترتيب كه اگر يك "نشانه كليدي" به عنوان ورودي به اين سيستم اعمال شود، زنجيره اي از حافظه ها و خاطره ها و يادداشت ها و يادسپرده ها از همان نشانه كليدي شروع و به صورت يك زنجيره بي انتها اما به هم مرتبط ادامه مي‌يابد. براي مثال به محض اينكه نشانه كليدي "نيوتن" به طريقي (مثلا نوشتن نام نيوتن و يا تصوير نيوتن در حالي كه به يك سيب خيره شده است و يا حتي حرف بزرگ انگليسي N ) مي‌تواند شما را به ياد قوانين اول و دوم و سوم نيوتن و فرمول شتاب و محاسبه مسافت در حركت شتابدار و …. بياندازد. يعني فقط يك كلمه مي‌تواند مانند يك چاشني كوچك زنجيره اي از انفجارهاي پي در پي را به عهده داشته باشد. درست شبيه چاشني بمب اتمي‌كه قدرت انفجار زيادي ندارد اما با تامين انرژي اوليه زنجيره اي از فعل و انفعالات مي‌تواند يك انفجار هسته اي را شكل دهد.

"نشانه كليدي" در ياد آوري و ياد سپاري و يادگيري و حتي ياددهي مفاهيم و موضوعات درسي بسيار مفيد است. اما در عين حال اگر در دست يك طراح تست بيافتد مي‌تواند به صورت ابزاري گمراه كننده وارد عمل شود و شما را در بين زنجيره اي از گزينه هاي غلط به دام اندازد. به همين خاطر اگر در يك سوال كنكور متوجه شديد كه طراح تست قصد دارد با استفاده از ويژگي تداعي معاني ، نشانه هاي كليدي گمراه كننده درذهن شما ايجاد كند و مسير تصميم سازي شما را در جهتي ديگر هدايت كند. سريعا گزينه هاي با ارتباط اشتقاقي و مشتق و گرفته شده از هم را جدا و دسته بندي كنيد و در بين آنها دنبال پاسخ صحيح بگرديد. 80 درصد مواقع اين روش ضد حمله گزينه هاي ترديدي شما را از چهار گزينه به سه يا دو گزينه تقليل مي دهد. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ارتباط هارمونيكي يا هم آوايي بين گزينه ها:

بسياري از مواقع ما با گوش خود ياد مي‌گيريم. بخصوص درس هايي كه مربوط به زبان فارسي، عربي يا انگليسي مي‌باشند. در اين مواقع يادگيري عمده ما از طريق "صدا" صورت مي‌گيرد. "صدا" مي‌تواند اطلاعات زيادي را با خود حمل كند كه از جمله مي‌توان به وزن و آهنگ و طرز تلفظ آن صدا و حتي حروف صدادار و بي صداي موجود در يك كلمه گفتاري اشاره كرد.

به عنوان يك اصل ، بخصوص در تست هاي مربوط به زبان هاي فارسي، عربي و زبان هاي خارجي مانند انگليسي ، هميشه مواظب باشيد كه براي فريفتن و دور سازي شما از گزينه درست ، معمولا سعي مي‌شود از گزينه اي با شكل ظاهري مشابه و از همه مهم تر هارموني و طرز تلفظ و آواي مشابه استفاده شود. در اين مواقع شما بي اختيار به سوي گزينه هم آوا كشانده مي‌شويد و خود به خود از جواب درست دور مي‌افتيد. در درس هاي حفظي مانند عربي ، فارسي و انگليسي 60 درصد اوقات از اين روش براي فريب دادن داوطلب استفاده مي شود. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ربط دهي بر اساس بيشترين تعداد جزء مشترك:

آن دو گزينه اي در يك سوال بهترين جفت مشكوك را تشكيل مي‌دهند كه بيشترين جزء مشترك (از لحاظ تعداد ) را دارا باشند.اين جزء مشترك در مرحله اول "كلمات مشترك" است و در مرحله دوم تعداد" حروف مشابه" و در مرحله سوم شكل گرامري و جايگاه جزء مشترك در جمله جواب. طراحان سوال بنا را بر اين مي‌گذارند كه بسياري از داوطلبين مفاهيم را طوطي وار و فقط بر اساس حفظ يك تعداد واژه هاي كليدي ياد گرفته اند و وقتي جملاتي مشابه با همان واژ ه هاي كليدي ، اما با معاني و مفاهيم متفاوت به عنوان گزينه انحرافي در كنار گزينه اصلي قرار گيرد، اين دسته داوطلبين نمي‌توانند جواب درست را ازبين آنها تشخيص دهند. بسياري از داوطلبين در 90 درصد اوقات فريب طراح را مي‌خورند و سردرگم مي‌شوند. اما آنها كه هشيارتراند از همين امر استفاده مي‌كنند و فقط با شمردن تعداد اجزاي مشترك ، آن سه يا دو گزينه اي كه به ترتيب داراي بيشترين تعداد جزء مشترك مي‌باشند را به عنوان دسته گزينه هاي ترديدي جدا مي‌كنند. 90 درصد اوقات اين روش جواب مي دهد. توجه داشته باشيد كه 10 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ربط دهي گزينه ها بر اساس ويژگي تسلسل و ارتباط زنجيره اي بين آنها: تسلسل به سه شكل زير در تست ها ظاهر مي شود:

1) مستقيم : مانند 1 2 3 4 كه در اين گونه گزينه ها در 60 درصد مواقع گزينه چهارم را حذف كرده و جواب را در بين گزينه هاي سوم و اول جستجو مي كنيم.توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

2)معكوس: مانند 4 3 2 1 كه در اين گونه سوالات در 60 درصد مواقع گزينه اول يعني 4 را حذف مي كنيم و گزينه هاي دوم و چهارم را انتخاب مي كنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

3) تسلسل به هم ريخته : مانند 1 4 3 2 كه در اين گونه سوالات در 60 درصد مواقع گزينه اول و چهارم را اختيار مي كنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.

ربط دهي غير ممكن يا گزينه هاي بي ارتباط :

يعني تست هايي كه در آنها 4 گزينه هيچ ربطي به هم ندارند. در اين صورت جواب در 60% مواقع در گزينه هاي 1 و 4 قرار گرفته است.

البته قابل ذكر است كه اين نتايج از روي مطالعه آماري تست هاي كنكور چند سال اخير بدست آمده است و نبايد به عنوان قواعد حتمي و دقيق روي آنها تكيه كرد. تجربه و درصدهاي متناظر نشان مي دهند كه در بدترين اوقات مي توانيد تا اين حد روي اين روش ها تكيه كنيد.كه البته هرگز نبايداحتمال خطا را از نظر دور داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 2:37  توسط عابدینیان  |