شهادت دختر نبی اکرم (ص)بر همگان تسلیت باد
يکي از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيري دارم که در مسايل نماز سؤالاتي دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعي نماز را از شما بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراواني مطرح کرد و پاسخ شنيد.
در ادامه پرسشها آن زن خجالت کشيد و گفت : اي دختر رسول خدا بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم . حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال داري بپرس ، آيا اگر کسي را روزي اجير نمايند که بار سنگيني را به بام بالا ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين کاري براي او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت ادامه دادند : " من هر مسأله اي را که پاسخ مي دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مي گيرم ، پس سزاوارتر است که بر من سنگين نيايد . "
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)

در حديث مفصلي آمده است که جابربن عبدالله انصاري ميگويد من در زمان حيات رسول خدا وقتي که فاطمه عليهاسلام فرزندش حسين عليه السلام را زاييده بود، براي گفتن تبريک خدمتش رسيدم. ديدم در دست فاطمه (عليهاسلام) لوح سبزي است. پرسيدم اين لوح چيست؟ فاطمه (عليهاسلام) فرمود: اين لوحي است که خداوند به رسولش هديه داده و آن حضرت هم آن را به من داده . در آن لوح نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم.
اين کتابي است از جانب خداي عزيز و حکيم براي محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) من تو را بر همة پيامبران برتري دادم و وصي و خليفهات علي عليه السلام را از همه اوصيا برتر کردم و تو را به فرزندت حسن و حسين گرامي داشتم. من مردم را نسبت به فرزندان حسين ائمه اطهار پاداش ميدهم يا عقاب مينمايم؛ آنها که اولشان علي سيدالعابدين است، بعد محمد که شکافنده علم من است، بعد جعفر است که ردکننده او مانند ردکننده من است و سپس موسي است که در زمانش تاريکي شديدي است، و او عبد و حبيب من است.
و بعد از او ولي و ناصر من علي است، واي بر منکرين او؛ سپس فرزند او محمد وارث علم من است و سپس فرزندش علي ولي و ناصر و امين من است و پس از او فرزندش حسن است و بالاخره من آنها را به فرزند او « حجه بن الحسن المهدي » که براي عالميان رحمت است، کامل ميکنم.
او داراي کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب است. اينان اولياء منند؛ بر آنها صلوات پروردگارشان باد که آنها هدايت يافتگانند.
(فاطمة الزهراء رحماني/ 290/ 54)
حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظه هاي واپسين زندگي ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اي اسماء ! عطر مرا همان عطري که هميشه مي زنم ، و پيراهني را که هميشه در آن نماز مي گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار کن ، اگر بيدار شدم که نماز مي گزارم ، و اگر بيدار نشدم کسي را به دنبال علي ( عليه السلام ) بفرست".
(کشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122 )
نوشته شده توسط عابدینیان در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت