تبليغاتX
الهم عجل لولیک الفرج جزيره رياضي
 

اسليمي از مفهوم «رويش گياهان» و «تكثير و زايش جهان طبيعي

ولادت حضرت زینب وروز پرستار رابه همه تبریک میگوییم

  هنرمند اسليمي از مفهوم «رويش گياهان» و «تكثير و زايش جهان طبيعي» ، تم‌هايي بي‌كرانه و متنوع را مي‌آفريند

در اسليمي همانطور كه تكرار لايتناهي عناصر بي‌اهميت منفرد، در يك روند دائمي طرح اصلي ماجرا را شكل مي‌دهند بي‌آنكه شاخص باشند، در عين حال بمثابه عناصري كه پس از ديدن، مثل واژه، «خوانده» مي‌شوند و سپس محو مي‌گردند تا تركيب همة واژه‌ها، معنا را مي‌سازد،


 

نوشته شده توسط عابدینیان در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 7:6 موضوع | لینک ثابت


ايده‌آل‌هاي رموز معنوي اسليمي:

ولادت با سعادت امام حسن عسکری را به همگان تبریک میگوییم

 

هندسه در معماري : هندسه يك ايده شكل دهنده در معماري است كه در تعيين پلان و شكل سه بعدي بنا مورد استفاده قرار مي گيرد .

پيوستگي در معماري : ايده هاي شكل دهنده پيوستگي ، از فرآينده افزايش يا اجتماع و كاهش فرم براي ايجاد يك اثر معماري بوجود مي آيند . به گونه اي كه هر دو نياز مند درك علمي از ساختمان هستند .

ترتيب در معماري : به عنوان يك ايده شكل دهنده ، مبحث ترتيب در طراحي ساختمان ها ، نمود فيزيكي از يك رشته صفات است . اين مفهوم را به صورت يك نمايش رتبه اي مرتبط با يك سري از ويژگيهاي خاص مجسم كنيد .

 

 ايده‌آل‌هاي رموز معنوي اسليمي:

             اسليمي‌ها از ايدة ساقه‌هاي برگ‌دار شكل پذيرفتند و مانند شاخه‌هاي طبيعي تحرك يافتند و به سوي رشد و كمال، سير صعودي يافتند ولي نهايتاً به سوي انحناها و موجهاي غيرواقعي از شكل مارپيچ بازگشتند. در خلال چنين مشي كلي‌اي بود كه به همين شيوه، برگها ، پنجه پنجه شدند و از يكديگر جدا گشتند و به طريقي خاص، شكافته شدند و گلبرگها، بطرزي ويژه و اغراق‌آميز، شكفته گشتند، آنگونه كه در طبيعت هرگز مانند آن رخ نمي‌دهد، و با اين كه اين چنين تحول‌ها و شگردهايي در اواخر دوران كلاسيك در غرب هم ديده مي‌شود، ولي اهميت غايي و نهايي آن، به عنوان يك برنامه و ساخت ويژه، در هنر دوره اسلام به ظهور پيوست . و نكتة شگفت‌انگيزي كه در اين مورد مي‌توان گفت، اين است كه اكثر رشته‌هاي هنري در هنر اسلامي به همين برگهاي شاخه‌اي و جنگلي شكل و نقوش هندسي ختم مي‌شود. و آنچنان اين كار جديست، كه تمام نيروهاي عميقاً خلاقة يك دورة هزارساله را به خود مشغول مي‌كند و براي امروز دنيا، درك اين نكته و تجسم آن، نه تنها مشكل، بلكه باور نكردني است كه هنرمندان بزرگي، با نيروهاي الهام و اكتشاف خلاقة خود، در همه زندگيشان به محدوديتي اين چنين، در قواي خلاقة خود اصرار ورزند و تنها به يك شكل پاية «موتيف» تزييني بسنده كنند حال هرچند كه اين اشكال متنوع و گوناگون بوده باشند، ولي اين امر كتمان‌ناپذير است كه اين هنرمندان به خاطر هدف والاي ديني خود، علي‌رغم اين محدوديتها، خلاقيتي فراوان و شگفت‌انگيز از خود بروز داده‌اند و مي‌توان گفت كه محدوديت در اين مورد سبب، اوج شكوفايي و غايت هنرمندي اين امر شده ، كه اين مسئله خود قابل دقت و تامل مي‌باشد.

            هنرمند اسليمي از مفهوم «رويش گياهان» و «تكثير و زايش جهان طبيعي» ، تم‌هايي بي‌كرانه و متنوع را مي‌آفريند. اينگونه است كه در همة نقش‌هاي اسليمي مي‌توان از طريق تكرارهاي ريتميك ولي گوناگون و بسيار نزديك به منطق موسيقي روحيه‌اي واحد را تجسم بخشود كه هنر اسليمي را از لاقيدي مي‌رهاند و بدان، نظم و آئين مشخص و مرتبي را عرضه مي‌دارد بدين بيان، شايد هيجاني لايتناهي، از اعماق دل نگارگر مي‌جوشيد و آنگاه پالوده و استادانه، به قلم مي‌آمد، انسان كه در موسيقي مشرق زمين نيز چنين مشي‌اي را پيروي مي‌كند با ساخت موسيقائي اسليمي نيز، كه بيشتر به نواختن نقش‌ها شبيه است تا به نقاشي، مطابقت دارد. گهگاه آدمي فكر مي‌كند كه اين نقوش، تخليه‌هاي حسي زلالي است كه در قالبي منظم، درهم تنيده گرديده‌اند. نقش‌هاي اسليمي، عموماً منشأ طبيعي خود را فاش نمي‌سازند و از وابستگي با رويندگان خاك فناپذير، طفره مي‌روند. اين شكل‌ها، نظم واحدي را نيز در اشغال صفحه قبول نمي‌كنند. گاه به گونه‌اي كاملاً فشرده و متراكم ، به همة نقاط صفحه كشانده مي‌شوند، و گاه با تراكمي اندك، تنها و تنها، انحناهاي ايجازگراي خود را، در بخشي نامتراكم و باز مي‌گسترانند.

            در اسليمي همانطور كه تكرار لايتناهي عناصر بي‌اهميت منفرد، در يك روند دائمي طرح اصلي ماجرا را شكل مي‌دهند بي‌آنكه شاخص باشند، در عين حال بمثابه عناصري كه پس از ديدن، مثل واژه، «خوانده» مي‌شوند و سپس محو مي‌گردند تا تركيب همة واژه‌ها، معنا را مي‌سازد، اسليمي نيز اينگونه و در ازاي چنين چيزي نقش خود را از هرگونه معناي «بيروني» محروم مي‌سازد. در واقع، اين نكته را مي‌توان در اسليمي كه يك هنر تزئيني‌ست و نه يك هنر بصري، مطبوع انگاشت، چرا كه مقاصد اسليمي با قصد اصلي هنر تزئيني، كه مجذوب نمودن چشم بيننده توسط جزئيات مطبوع اثر است، بيشتر هماهنگي دارد.

            و در آخر بگوييم كه اگر تصور كنيم كه اشكال مختلف موجود در اسليمي، هركدام سمبول يك ماه به ازاي طبيعي است، خطا كرده‌ايم. هرچند كه «ساده‌نما سازي» گياهان قديمي مشرق زمين، نظير گل واژه‌هاي گل سرخ يا برگ‌هاي نخل و نخل‌وارها و يا گل‌هايي كه به شكل بادبزن انجام شده‌اند بدون ترديد، از روي فرمهاي طبيعي گرفته و گرده‌برداري شده‌اند، اما به كليتي خاص و ناب رسيدن، براساس و در عين حال، جدا از اشكال طبيعي، از ذهنيات «تفكر اسلامي» است.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 8:5 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes