ولادت با سعادت رسول اکرم (ص)را به همگان تبریک میگوییم

مقدمه هنر اسلامي:
دربارة هنر اسلامي ميتوان گفت كه هنر اسلامي به اصطلاح امروز يك هنر آبستره است يعني هنري است كه در حقيقت در همهجاي دنيا يك رنگ دارد و يك نقش دارد وبدين سبب است كه به راحتي قابل تميز و شناخت از هنرهاي ديگر است، هنر اسلامي يك هنر «مجرد» و يك هنر انتزاعي است. طبيعت در اين مكتب هنري به صورت مدل قطعي و مشخص مورد توجه نبوده بلكه طبيعت يك نشانه است كه نقاش و هنرمند نيز آن را هم به صرف نشانه بودن به كار برده است و خلاصه هنر اسلامي به اين علت هنري آبسترهگونه شده كه توجه را از كثرت به وحدت كه همان ] معناي توحيد باشد[ ميبرد.
بايد گفت آنچه كه در نقوش اسلامي مطرح است نقش ظاهري و مادي و بيروني طبيعت نيست بلكه قوانين و اصول و نظم و انتظامات باطني و دروني آنها مدنظر ميباشد. و اين نظم و انتظام نوعي نظم و انتظامي متجلي و پر از رمز و راز هست كه همه نسبت و مراتب ظاهري خود را به هم ميريزد و به تعبيري «طرحي نو در مياندازد».
همه نقوش اسلامي همواره در پي تصوير اين نظام و قانون برپايي عالم بودهاند، گاهي در شكل منظم و هماهنگ ظاهر شده واز شكلهاي هندسي و رياضي مدد گرفتهاند
تاريخچه اسليمي:
تاريخ ميگويد كه عربها شكل - پاية اصلي «موتيف» اسليمي را اختراع وابداع نمودند و تصوير آنرا تثبيت كردند، اما هنرمندان ساير ملل و ساير زبانها، مانند ايرانيها، تركها، هنديها، بربرها و غيره از اسليمي استفاده نمودند و در عين حال شكلها و طرحهاي جديدي بوجود آورده و بر اين مجموعه افزودند، و هرچند كه اين گروه از خود چيزهايي در اشكال جديد بوديعت نهادند، اما هرگز روح اصلي و اوليه اسليمي رامخدوش ننمودند.
درباره نحوة شكلريزي اسليمي سخنان بسياري گفته شده است. گروهي گفتهاند، مثلاً نقش «دهناژدري» كه نام يك نوع اسليمي ميباشد از نقش اژدها گرفته شده است و گروهي خرطوم فيل را الهامدهندة اسليميها دانسته و عدهاي هم برگ كنگر را موجد اسليمي ميدانند و طرحهاي اوليه آن را در دورة ساسانيان جستجو ميكنند. ولي باز ذكر اين نكته لازم است كه «اسليمي» يك نقش مجرد است. يعني نقشي كه از عالم واقع، انتزاع پيدا كرده است. ظاهر و تصوير يك چيز مادي نيست. بلكه نشانهاي است براي اينكه توجه را به يك مطلبي كه ماوراء اين نشانه است، جلب كند.

رموز و ماهيت اسليميها:
دربارة ماهيت و چيستي اسليمي بايد بگوييم كه در حقيقت ما از اسليمي هيچ نميدانيم! جز اينكه با ظاهري موقر و محققانه!، نقشها را جلوي رويمان بگذاريم، و آن را با كلماتي گاه شاعرانه و گاه تاريخي ، توصيف كنيم. درست مثل عكسي كه افرادش را نميشناسيم و تنها به توصيف قيافة افراد، آن هم نه به طريقي كه بار فرهنگي عميق را شامل ميباشد «چون عملاً توانائيش را نداريم» مبادرت ورزيم. يعني آن كاري كه محققين خارجي و ايراني فراوان كردهاند، اصولاً ما نميدانيم اجزاء يك اثر اسليمي چه نام دارند؟! و يك استاد ، آنگونه كه معمول همه صنايع ظريفه و هنرهاي دستي ايراني است به يك شاگرد ماهر خود، چگونه تفهيم ميكرده كه اثرش داراي عيبي است و چگونه با شگردي در خور، ميتواند اين عيب را برطرف كند، و ما اساساً نميدانيم كه نقشي، چرا و به چه دليل، از نقشي ديگر ضعيفتر و يا قويتر بوده است و ما نميدانيم كه كدام طرح، بهتر از طرح ديگر قلمداد ميشده و چرا و به چه علت؟ بيگمان همانگونه كه در معماري، فضاهايي همچون هشتي و سرسرا، برفريز،... و حتي دولاب طاقچه و غيره نامي داشتهاند و يا حتي عناصر تزئيني ديوارها و گچبريها و كاشيكاريها نيز به همين طريق؛ مانند شمسه ، پابزي و سرمهدان و غيره، كه هر طرح و فضايي بنوبه خودشان، رسم و طرح ويژه و نام خاصي داشتهاند، در اسليمي كه هنر ترسيمي پيچيده است و به همة هنرها، از تذهيب گرفته تا معماري بار ميداده است مسلماً واژگان خاصي داشته و ما متأسفانه آن واژگان خاص را نميدانيم ولي با اينحال در زمينه تحقيق و پژوهش در اسليمي كارهائي نسبتاً جدي و عميق وجود دارند.
نوشته شده توسط عابدینیان در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 4:28 موضوع | لینک ثابت
سال ۱۳۸۶ بر همه مبارک
معماری هنری است كه نقشی اساسی در ارائه و بازتاب فرهنگ جوامع و سرزمینها بر عهده دارد.
نمود این بازتاب را میتوان در معماری شهرها و هم در معماری تكتك بناها مشاهده كرد. مساجد،
كلیساها، موزهها، تئاترها، ساختمانهای مسكونی و ... بهعنوان بخشی از فرهنگ معماری، عینیت
بخش اندیشهها و فرهنگ سرزمین خود میباشند.
|
|
p مناره مسجد سلطان احمد - استانبول - قرن یازدهم هجری |
نوشته شده توسط عابدینیان در چهارشنبه یکم فروردین 1386 ساعت 23:22 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها