تبليغاتX
الهم عجل لولیک الفرج جزيره رياضي
 

از خواندن هندسه چه نفعي ميبرم

 

 


استوره های رياضی و نجوم ؟!

اقليدس - پتلميوس ... ؟!

در تاريخ الحكما آمده است كه :

« در تاريخ الحكماست كه اصول هندسه اسم اسلامي كتاب اقليدس است . و اما اسم رومي آن استقصاتست چنانكه اسم يوناني آن اسطروشياست . و حكماي يوناني آنرا كتاب الاركان خوانند .

بعضي كلمه اقليدس را بضم همزه و كسر دال و بعضي ديگر بكسر همزه و ضم دال ضبط كرده و گفته اند كه : اين كلمه مركب از دو كلمه ( اقل) بمعني كليد و ( دس ) بمعني مقدار است . كه معني تركيبي آن كليد اندازه ( کليد هندسه ) است . »

[ اقل دس = اكل دس = كليد هندسه = كليد اندازه ] .

{ اقليدس = کتابی دارای 13 کليدِ گشايشِ هندسه .}

از كاتب خوارزمي د رمفاتيح العلوم ، آمده است كه:

« هندسه كلمه اي است فارسي كه معرب شده و از لغت فارسي اندازه {dose} به معني مقدار گرفته شده است ، خليل گفته است كه مهندس كسي است كه نقشه مجراي قنات و بستر كاريز را طرح مي كند تا معلوم كند كه هر كاريز چگونه بايد حفر شود . اين كلمه از " هَندَ زَه " مشتق شده و فارسي است ، در هنگام معرب شدن " ز " به " س " بدل شده است ، زيرا در لغت عرب كلمه اي كه در آن پس از حرف دال حرف زاي باشد وجود ندارد » .

ذبيح بهروز آورده است :

« اولين ترجمه هندسه اقليدس از عربي به لاتين در اوايل قرن دوازدهم ميلادي انجام گرفته است كه يكنفر انگليسي از اهل باث كه خود را به لباس طلاب مسلمان در آورده بود از اسپانيا نسخه اي از اين كتاب را بدست آورده تا اين اوقات نسخه يوناني كتاب هندسه در اروپا وجود خارجي نداشته است ميگويند نسخه يوناني آن بعدها پيدا شده است . راستي كتاب سازان و تجار عتيقه كه هنرنمايي آنها را خود اروپاييان نوشته اند هرجا نقصي مشاهده شده بخوبي رفع كرده اند .

راجع به كلمه "مجستي " و " مجست " [ مگستي يا مغستی ] و كتاب مجستي از قديم اختلافاتي ديده مي شودبا درنظر گرفتن اختلافات و رسيدگي بحساب رصد هايي كه در آن كتاب ذكر شده باين نتيجه ميرسيم كه كتاب مجستي 372 سال خورشيدي كامل از آنچه تصور شده تاريخ تاليفش پايين تر است يعني اين كتاب مربوط به بطلميوس منجم كه گفته اند در قرن دوم ميلادي ميزيسته نيست و نسخه اصلي يوناني آن وجود نداشته است .

مسعودي در التنبيه و الاشراف باين اختلاف توجه داشته و عصر بطلميوس را با حساب خودش معين كرده است كه در حدود چهار قرن پيشتر است » ؟!

 

اوج ترقي علم در يونان

 

I - اقليدس و آپولونيوس

قرن پنجم شاهد اوج قدرت ادبي يونان، قرن چهارم شاهد شكوفايي فلسفه، و قرن سوم شاهد تكامل علوم بود. سلاطين بيش از دموكراسيها نسبت به تحقيقات علمي گذشت و مساعدت روا ميداشتند. اسكندر كاروانهايي مركب از جدولهاي نجومي بابلي به شهرهاي يوناني سواحل آسيا فرستاد كه بزودي به زبان يوناني ترجمه شدند; بطالسه موزه مطالعات عالي را برپا داشتند، و علوم و ادبيات فرهنگهاي مديترانهاي را در كتابخانه بزرگ خود متمركز كردند; آپولونيوس مقاطع مخروطي خود را به آتالوس اول هديه كرد، و ارشميدس تحت حمايت هيرون دوم به تعيين نسبت محيط دايره به قطر آن، و محاسبه تعداد ماسه‌هايي كه براي پر كردن جهان لازم است پرداخت. زوال مرزها و ايجاد زبان مشترك، تبادل سيال عقايد و كتابها، تحليل رفتن فلسفه مابعدالطبيعه و ضعيف شدن علوم الاهي، برآمدن طبقه سوداگر غير روحاني در اسكندريه و رودس و انطاكيه و پرگامون و سيراكوز، و ازدياد مدارس و دانشگاه‌ها و رصدخانه‌ها و كتابخانه‌ها توام با ثروت و صناعت و پشتيباني پادشاهان موجد آن شدند كه علم از فلسفه جدا شود و در كار تنوير افكار، غني كردن، و در معرض خطر قرار دادن دنيا پيشرفت كند.

در شروع قرن سوم و شايد خيلي قبل از آن ابزار رياضيدانان يوناني توسط تكامل عددنويسي سادهتري براتر شد. نه حرف اول الفبا براي آحاد به كار برده شد، حرف بعدي براي عدد 10، نه رقم بعدي براي 20 و 30 و غيره. حرف بعدي براي عدد صد، و حروف بعدي براي دويست و سيصد و غيره كسور و اعداد وصفي با علامت (I) بر سر آنها مشخص ميشدند. بنابراين، حسب مطلب، (I) مشخص ((يك دهم)) يا ((عشر)) و (I) كوچك زير عدد، معرف هزار بود. اين تندنويسي رياضي روش سهلي براي محاسبه ايجاد نمود.

در بعضي از پاپيروسهاي يوناني كه در دست است محاسبات فراواني از كسر اعشار تا ميليونها انجام شده كه، اگر به سبك امروز محاسبه كنيم، جاي بيشتري را روي كاغذ اشغال خواهد كرد.

با اين وجود، بزرگترين موفقيت علوم هلنيستي در هندسه بود. اقليدس متعلق به اين دوره است. دو هزار سال است كه نام اقليدس با كلمه هندسه برده ميشود. آنچه از زندگي او ميدانيم به اين ترتيب است كه مدرسهاي در اسكندريه باز كرد، و شاگردان او نسبت به سايرين در رشته‌هاي خود ممتاز بودند. به پول توجهي نداشت، و چون شاگردي از او پرسيد: ((از خواندن هندسه چه نفعي ميبرم)) به غلامي گفت كه يك اوبولوس به وي بدهد. ((زيرا ميخواهد از آنچه ميخواند نفع ببرد.)) و اينكه وي مردي متواضع و بسيار مهربان بود، و ديگر اينكه هنگامي كه در 300 ق‌م كتاب معروف ((اصول هندسه))، يا به اختصار ((اصول))، خود را مينوشت هرگز به عقلش نرسيد كه فرضيه‌هاي مختلف را به كاشفان آنها نسبت دهد، زيرا جز اين ادعا نداشت كه فقط به جمع معلومات هندسي يونانيان در يك نظم منطقي اقدام كرده است. در اين كتابها، بدون هيچ گونه مقدمه يا تعذيز، به تعريف ساده قضيه، سپس به فرضهاي لازم، و بالاخره به بديهيات يا علوم متعارف ميپردازد. به پيروي از دستورات افلاطون، خود را مقيد به ارقام و شواهدي مينمود كه جز خط كش و پرگار ابزاري نخواهد. روش بيان تصاعدي را كه پيشينيان او ابداع كرده بودند و عبارت بود از فرضيه، نمودار هندسي، تصوير اثبات، و نتيجه اقتباس و تكميل كرد. علي رغم نقايص و اشتباهاتش، نتيجه كلي كار او يك نوع معماري رياضي بود كه در نشان دادن قدرت انديشه يوناني همپايه و رقيب پارتنون به شمار ميرود. در حقيقت امر، موفقيت علمي او به صورت كامل بيش از پارتنون دوام كرد، زيرا كتاب ((اصول)) حتي تا قرن ما، به منزله كتاب درسي هندسي، تقريبا در همه دانشگاه‌هاي اروپا مورد قبول بود. تنها كتابي كه از لحاظ دوام تاريخي با آن برابر است ((انجيل)) است.

اثر مفقود اقليدس، ((مقاطع مخروطي))، خلاصه مطالعات منايخموس، آريستايوس، و ديگران در رشته مخروطات است. آپولونيوس پرگايي، پس از سالها مطالعه و ممارست در مكتب اقليدس، رسالات او را به منزله شروع كار خود گرفته و ((مقاطع مخروطي)) خود را به رشته تحرير در آورد و، در ((هشت كتاب)) و 387 قضيه، خواص منحنيهاي حاصل از تقاطع مخروط با سطح را تشريح كرد. سه تا از منحنيها را (چهارمي آنها دايره است) به نامهاي جاويداني سهمي، بيضي، و هذلولي موسوم كرد. كشفيات او نظريه پرتابه‌ها را پيش راندند و مكانيك، دريانوردي، و نجوم را بسيار ترقي دادند. بيانش مشكل و مطول، ولي روشش كاملا عملي بود. آثارش، چون كتاب اقليدس، تشريحي بودند و هفت كتاب موجود او، تا به امروز، اصيلترين متون كلاسيك هندسه به شمار ميروند.

<برگرفته ازفصل بيست و هشتم جلد دوم تاریخ تمدن ویل دورانت>


 

نوشته شده توسط عابدینیان در سه شنبه سی ام آبان 1385 ساعت 3:40 موضوع | لینک ثابت


امام صادق (ع)

برخي از عالمان دوست دارند كه دانش گرد آورده ودوست نمي دارند آنچه كه به

دست آورده اند به ديگران بياموزند

اينان در طبقه نخست جهنم جاي دارند

امام صادق (ع)


 

نوشته شده توسط عابدینیان در سه شنبه سی ام آبان 1385 ساعت 2:36 موضوع | لینک ثابت


شهادت امام جعفر صادق (ع)


 

نوشته شده توسط عابدینیان در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 5:11 موضوع | لینک ثابت


هندسه هاي بيضوي

هندسه هاي بيضوي

در سال 1854 فريدريش برنهارد ريمان نشان داد كه اگر نامتناهي بودن خط مستقيم كنار گذاشته شود و صرفاً بي كرانگي آن مورد پذيرش واقع شود، آنگاه با چند جرح و تعديل جزئي اصول موضوعه ديگر، هندسه سازگار نااقليدسي ديگري را مي توان به دست آورد. پس از اين تغييرات اصل توازي هندسه بيضوي بصورت زير ارائه گرديد.

اصل توازي هندسه بيضوي - از يك نقطه ناواقع بر يك خط نمي توان خطي به موازات خط مفروض رسم كرد.

يعني در هندسه بيضوي، خطوط موازي وجود ندارد. با تجسم سطح يك كره مي توان سطحي شبيه سطح بيضوي در نظر گرفت. اين سطح كروي را مشابه يك صفحه در نظر مي گيرند. در اينجا خطوط با دايره هاي عظميه كره نمايش داده مي شوند. بنابراين خط ژئودزيك يا مساحتي در هندسه بيضوي بخشي از يك دايره عظيمه است.

در هندسه بيضوي مجموع زواياي يك مثلث بيشتر از 180 درجه است. در هندسه بيضوي با حركت از يك نقطه و پيمودن يك خط مستقيم در آن صفحه، مي توان به نقطه ي اول باز گشت. همچنين مي توان ديد كه در هندسه بيضوي نسبت محيط يك دايره به قطر آن همواره كمتر از عدد پي است.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 ساعت 4:21 موضوع | لینک ثابت


ریاضی را نمی توان دوست نداشت

اگر به شما گفتند فلانی ریاضیات را دوست ندارد باور نکنید

ریاضی را نمی توان دوست نداشت زیرا هم در بیرون وهم در

درون ماست

تنها میتوان آن را یاد گرفت یا یاد نگرفت


1- بیشتر کسانی موفق میشوند که تعریف کمتری می شنوند.

( امیل زولا)



2. نیک بخت ترین مردم کسی است که کردار به راستی و گفتار به راستی.

( بوعلی سینا)



3. امید دارویی است که شفا نمی دهد ولی درد را قابل تحمل می کند.



( اشار)



4. ما همان می شویم که تمام روز به ان می اندیشیم.

( نایتینگل)



5. خدا دوست سکوت و سکوت تنها صدای خداست.

( ملوین)



6.زندگی محصول تفکر و اندیشه ماست.

( دایر)



7. چیزی که انسان را انسان واقعی می سازد تربیت صحیح اراده اوست.



( میلتون)



8. به گرسنگی مردن بهتر از نان فرو مایگان خوردن.

( سعدی)



9.آنان که نمیتواند خود را اراده کند ناچار به اطاعت دیگرانانند

.( هوگو)



10. این جهان تغییر است نه تقدیر.

( جیمز)



11. بخشودن یعنی رهایی از رنجشها.

( گری)



12. یک حلقه سست زنجیر کافی است که همه زنجیر را پاره کند.

( پرمودابتر)



13. مرد بزرگ دیر وعده میدهد و اما زود انجام میدهد.

( کنفوسیوس)



14. از دست دادن فرصت غصه می اورد.

(حضرت علی«ع»)



۱5.فرو افتادن در مقابل خدا راه بر خاستن است.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


روش حل مسئله

اگر ميخواهيد شنا ياد بگيريد با شجاعت وارد آب شويد

 اكر ميخواهيد روش حل مسئله را بياموزيدآنها را حل كنيد

جرج پوليا


 

نوشته شده توسط عابدینیان در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 5:22 موضوع | لینک ثابت


رياضيات عالي ترين دستاورد انديشه

رياضيات عالي ترين دستاورد انديشه واصيل ترين زاده ذهن آدمي است

موسيقي روح را آرامش ميدهدونقاشي چشم را مي نوازد شعر موجب برانگيختن

 حافظه مي شودفلسفه ذهن را قانع مي كند ومهندسي ذهن را بهبود مي بخشد

ولي رياضيات داراي مجموعه اين ارزشها است

موريس كلاين


 

نوشته شده توسط عابدینیان در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 ساعت 20:54 موضوع | لینک ثابت


راز عدد 19 در قرآن

راز عدد 19 در قرآن

عدد ۱۹ يکي ار اعداد اولي است که زيبايهاي خاصي دارد از جمله اين زيبايها رابطه اين عدد با آيات قرآن مي باشد با توجه به اين نکات زير در مي يابيم که قرآن از ديدگاه رياضي هم معجزه اي بس عظيم است
*********************



1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.



2- قرآن از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).




3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.



4- سوره علق 19 آيه دارد.



۵- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.



۶- اعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.




۷- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.



۸- اگر  285  اعداد فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .



۹- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.



۱۰- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.



۱۱- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.



۱۲- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).



۱۳- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).



۱۴- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .



۱۵- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19). 



۱۶- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).



۱۷- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).



۱۸- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).



۱۹- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).



۲۰- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).



۲۱- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).



۲۲- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).



۲۳- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).


۲۴- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).



۲۵- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).



۲۶- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).



براستي آيا قرآن مجيد معجزه اي بس عظيم نيست!؟


اطلاعات بيشتر    :    http://www.shabestan.ir


منبع: دنیای شیرین


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 ساعت 3:26 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes  

< : سخن روز   This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting