تبليغاتX
الهم عجل لولیک الفرج جزيره رياضي
 

گزیده ای از وصیت نامه شهید زین العابدین عابدینیان : خدایا چه زیباست زندگی در راه تو و شهادت برای دین تو ، چه زیباست درمقابل تو به خاک افتادن و چه زیباتر به خون غلتیدن .

  گزیده ای از وصیت نامه شهید  دکتر مصطفی چمران : خدایا تراشکر می کنم که از پوچی ها و نا پایداری ها و خوشیها و قید ها و بند ها آزادم نمودی و مرا درطوفان های خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات درمبارزه با ظلم و کفر غرقم نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من و فهماندی ، فهمید م که سعادت حیات در  خوشی و آرامش و آسایش نیست ، بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم بالا خره شهادت است .

شهید مصطفی چمران : خدایا از آنچه کرده ام اجر نمی خواهم و به خاطرفداکاری های خود فخر نمی فروشم ، آنچته داشته ام تو داده ای و آنتچه کرده ام تو میسر نموده ای همه استعداد های من همه قدرتهای من همه وجود من زاده اراده توست من ازخود چیزی ندارم که ارئه دهم از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم

 


 

نوشته شده توسط عابدینیان در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت


به شکر خدا نمره همه دانش آموزان خوب شده


 

نوشته شده توسط عابدینیان در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 ساعت 19:5 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت


به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید .

دوست خوبم  سلام !

امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد .

دوست خوبم !

جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است .

بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند .

 دوست خوبم !

اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است .

دوست خوبم !

اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند .

دوست خوبم !

چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم .

هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد .

دوست خوبم !

در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نکن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند .

دوست خوبم !

در انتخاب دوستان و همنشینا نت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .

دوست خوبم !

با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .

چون هرم بلند همت و چون مخروط عالی نهمت باشيد .

نور حق و شعاع پرتو جمال محمد «ص» در کانون قلبتان همرس باد .

                                                                  


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت 10:0 موضوع | لینک ثابت


به  نام او که  مهربان ترين دوست  داشتن ها را آفريد ...

 

 

چرا ثانيه ها ساکت شده اند؟

چرا هيچ صدايي نمي آيد ؟

خسته ام از سکوت لحظه هاي بي صداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا....

نمي دانم چرا .من نمي شنوم يا اينجا واقعا ساکته ؟

                                     

اما

اما دلهاي عاشقان هميشه بي صدا مي شکند !

شايد اين است رمز سکوت

و شايد سکوت است رمز عشاق ديار ما .

چرا ما صداي آوازهاي عاشقانه يک دل را نمي شنويم ؟

چرا کر شديم؟

چرا گوش هاي ما با صداي  عشق تا اين حد غريب است ؟

مگر حافظ نگفت "از صداي سخن عشق نديدم خوش تر".

کاش خودمان را از شنيدن اين صدا محروم نمي کرديم.

 

                               

چرا کور شديم ؟

عاشقي کنارمان رد مي شود ، نمي بينيم.

چرا با عشق بيگانه شديم ؟

چرا از عشق مي ترسيم ؟

چرا از ترسو بودن نمي ترسيم ؟

چرا قلبمان را فراموش کرديم ؟

شکسپير مي گفت:

"به درون خود سفر کن ، در بزن و از قلبت بپرس که نظر او چيست"

افسوس که ما فرصتي براي سفر کردن به درون خود را نداريم ، چه سفري از آن با ارزشتر را براي خود انتخاب کرديم ، نمي دانم.

ثانيه ها مي آيند و مي روند ؛

هر ثانيه اي که سراغم آمد ،گفت از من بساز بهترين را.

ولي من چه کردم با او ... ؟

گفتم تو برو !

 

 

 

 

 

 

 

فردا،فردا ثانيه هاي زيادي خواهم داشت ،

از آن ثانيه ها طلاي نابي خواهم ساخت ؛

از آن ثانيه ها زندگي را مي سازم ؛

 

ثانيه هاي امروز را رنجاندمشان ،گذراندم ،رها شان کردم ،

آه خدا ، شايد اين است دليل قهر ثانيه ها با من .

 

 

 

 

چه تفاوتي بود بين ثانيه هاي ديروز و امروز ؟

چه تفاوتي خواهد بود بين ثانيه هاي امروز و فردا ؟

چرا هيچ وقت نفهميدم  زيبا ترين لحظه مي تواند همين لحظه اي باشد که الان مهمان من است.

چرا هيچ وقت نفهميدم زندگي زيبا حاصل جمع زيبايي هاي امروز و فردا است .چرا امروز را از معادله زندگي ام حذف کردم ؟

چه درد بزرگي است آدم نه قدر خودش را بداند ،نه قدر ثانيه هاي عمرش را.

چه درد بزرگي است  انسان نفهمد زندگي يک هديه الهي است .

                 

 

 

مولاي عاشقان ،

امام عارفان ،

امير مومنان

فرموده بود « آيا مي پنداري که جسم کوچکي هستي ، در حالي که در درون تو جهان بزرگي نهفته است .»

پس کجاست آن جهان بزرگ من ؟

                    

 

 

چه غريبانه است ارتباط من با دنياي حقيقي خود !!!

پس چه زماني است لحظه بيداري من ؟

چه زمان هاي زيادي را صرف تلاش براي رسيدن به خواسته هاي ذهنم ،خواسته هاي دلم،نفسم و خواسته هاي ديگران کردم .(خواسته هايي که خودشان هم نفهميدند از کجا آمدند !)

 

 

 

دلم لحظه اي را مي خواهد که به دنبال خواسته هاي عميق دروني ام ، عشق هاي ناپيدا و پنهانم باشم.

 

بار الها ،

 

 مرا با جهان بزرگ دروني ام آشنا کن.

 کمکم کن تا سادگي هاي زندگي را سخت نگيرم .

 از کنار زيبايي هاي دشوارش آسان  و ساده نگذرم.

 

 

 

 

 

 

 

 

تحمل ثانيه هاي يکنواخت زندگي ، تحمل اينکه بهترين ثانيه هاي زندگي ، شور و شوق جواني و

انرژي هايي که انسان را تا اوج آسمان مي برد

 را هدر دهم واقعا سخت است.

 

اما من ....

سکوت ثانيه ها را خود خواهم شکست .

خودم آواز خواهم خواند ،

عاشقانه ترين  ترانه ها را.

 

 

 

 

 

 

 

خودم مي رقصم

با تمام ترانه هاي زندگي ،

با تمام ثانيه هاي عمرم.

راستي الان ساعت چنده ؟

خوب نگاه کن تا فردا چند ساعت ديگر مانده ؟

هر چند ساعت سنگين که مانده در شصت دقيقه

 مهربان ضرب کن .

اين حاصلضرب را در شصت ثانيه با ارزش ضرب کن.

و ببين و بشمار تا فردا چند ثانيه ديگر مانده است ؟ چند مرواريد ديگر ؟

 

 

 

قبل از اين که به فردا فکر کني ، مواظب مرواريدهاي امروزت باش.

مهم نيست خواب باشي يا بيدار ،مهم اينست ثانيه ها را رد نکني.

در هر ثانيه انقلابي به وجود مي آيد ، اگر باورش کني.

اگر او را قرباني آرزوهاي پوچ فردا ،

نگراني هاي بيهوده فرداها نکني .

 

                                

 


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت 9:46 موضوع | لینک ثابت


نمایش اعداد بوسیله حروف لاتین  


در نمایش اعداد به این شیوه،به بعضی از حروف مقادیری رابه صورت زیر نسبت میدهیم:
I=1
V=5
X=10
L=50
C=100
D=500
M=1000

چهار اصل برای خواندن و نوشتن اعداد لاتین وجود دارد:
1.هر چند باری که یک حرف تکرار شود،ارزش آن در تعداد تکرارها ضرب میشود.
به عنوان مثال: XXX=30 CC=200
2.اگر یک حرف با ارزش کمتر بعد از یک حرف با ارزش بیشتر بیاید آنگاه ارزش آن دو جمع میشود:
VI=5+1=6
LXX=50+10+10=70
3.اگر یک حرف با ارزش بیشتر بعد از یک حرف با ارزش کمتر بیاید آنگاه مقادیر آنها از هم کم میشود:
IV=5-1
XC=100-10
CM=1000-100
3_1.تنها توانهای عدد 10 را میتوان از اعداد کم کرد:مثلا عدد95 را نمیتوان به صورت VC=100-5 نشان داد

3_2.تنها یک بار نیتوان از تفریق استفاده کرد.به عنوان مثال عدد 13 را نمیتوان به صورت IIXV=13=15-1-1 نمایش داد

3_3.عدد یک را نمیتوان از ضرایب 10 کم کرد.مثلا عددی مانند IXX وجود ندارد.
مثلا عدد 99 را نمیتوان به صورت (IC=(100-1 نشان داد

4.علامت بار روی حروف ارزش اعداد را 1000 برابر میکند.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت 9:27 موضوع | لینک ثابت


تقویم ذهنی بوسیله ریاضی

روش حفظ کل تقویم سال در چند دقیقه:این کار بسیار ساده است. حتی در ظرف یک دقیقه هم امکان پذیر است:
فقط شما کافی است اولین شنبه هر ماه رو بدونید که چندم است؟
مثلا فروردین سوم است.و اولین 5شنبه اون میشود 5+3=8
(رمز:فردین اولین فیلم خود را در 3 سالگی بازی کرد)
برای هر ماه در ذهن خودتون یک رمز بسازید
اسفند:وقتی اسپند دود می کنم یک غول سه سر از اون بیرون میاد!
دومین سه شنبه؟------>3+7+3=13


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 ساعت 9:23 موضوع | لینک ثابت


چگونه می توان مقاله نوشت؟
میل وعلاقه به نوشتن، ارایه پیام در مقاله، در نظر گرفتن سلیقه و خواست خواننده و این که در کجا و برای چه کسانی می نویسیم از مواردی است که مقاله نویسی که در ابتدای کار است باید بیشتر مورد توجه قرار دهد. نویسندگی در مطبو عات بعنوان یک کار هنری، شوق و علاقه به حرفه را طلب می کند. مقاله نویسانی که نوشته هایشان با استقبال عمومی مواجه می شود درباره موضوع مورد علاقه شان می نویسند وضمن اشتیاق به نوشتن به آن چه به تحریر در می آورند، ایمان دارند. اعتقاد و ایمان به فکر مکتوب لاجرم نوشته را با موفقیت رو به رو می کند، زیرا خواننده بی اختیار جذب صداقت وباورهای گنجانده  شده در مقاله می شود. مقاله گاه دارای سوژه واقعی، خواه تخیلی، باید دارای پیام باشد. به عنوان مثال در مورد (( وحدت و تفاهم و همبستگی جامعه )) پیام باید در یک جمله دقیق و روشن بیان شود و نویسنده باید احساس و قضاوت خود را در این باره بنویسد و در حقیقت این جمله یا پیام، زمینه اصلی مقاله را تشکیل می دهد. پیام در واقع فشرده مقاله و نه تنها مبین عقیده شخصی نویسنده در مورد موضوع مقاله است، بل نحوه برداشت و زاویه دید نویسنده را نیز نسبت به آن موضوع خاص روشن می کند.
در نگارش یک مقاله خبری یا تحقیقی ابتدا حقایق مورد نظر و سپس نمونه ها  و مثال های مربوطه مطرح می شود. سلسله ماجرا و مراحلی که نویسنده با مطرح کردن آنها قصد تشریح موضوع مورد نظرش را دارد، ممکن است  در نوشته نوعی پیچیدگی ایجاد کند. چنانچه در بازخوانی مقاله این احساس پیچیدگی حس شد، معنایش این است که مقاله نیاز به تحقیق بیشتر و کاوش در تشریح و توضیح دارد ودر واقع مقاله نویس باید با پیچیدگی از این طریق مبارزه کند، اما در مقاله هایی با سوژه تخیلی ،گاه گره و پیچیدگی عمدی است و ابهام به لطف  ماجرا و گیرایی مقاله کمک می کند. مثلا در مورد یک عادت اجتماعی که در مقاله به آن پرداخته می شود، ممکن است تا پایان نوشته گره مطلب را باز نکنیم تا خواننده را تا انتهای مقاله بکشانیم و ضربه یا شوک حاصل از حل گره را در پایان به خواننده وارد سازیم.
هنگام مطالعه یک مقاله، خواننده باید با پیام نویسنده احساس هم داستانی و نزدیکی کند، چه در زاویه دید خواننده باشد وچه نباشد. هر یک از احساس باید به نحوی خواننده را به شوق وادارد. طبیعی است که مقاله خبری،تحقیقی و مستند بیشترمورد توجه افراد متخصص قرار می گیرد و مقاله تخیلی مورد توجه کسانی است که ماجرا، هیجان و معما را بیشتر می پسندند. به هر حال نوشته موفق باید هر دو گروه از خواننگان را جلب کند شناخت جامعه و آشنایی مردم  به روزنامه نگار کمک می کند تا درایت راه موفق تر از دیگران باشد.
در هر حال باید دانست  هر نوشته ومقاله ای جایگاه ویژه ای در رسانه های جمعی دارد و همچنین خوانندگان بیشتری. چاپ یک مقاله تحقیقی و مستند در یک مجله فکاهی معقول به نظر نمی رسد. همچنین یک مقاله طنز اجتماعی در یک روزنامه صرفا سیاسی  فاقد خواننده است. یک مقاله رادیویی وتلویزیونی نیز باید در جایگاه خود عرضه و ارایه شود تا ضمن آن، هم تکلیف خواننده با مقاله روشن باشد وهم مقاله نویس با شناخت از جایگاه ارایه مقاله، بتواند در چهار چوب تعیین شده با مخاطبانش سخن بگوید. این نکته بیشتر در مورد مقاله های تخصصی مطرح است ، هر چند که جراید روزانه وهمگانی نیز لاجرم در صفحات گوناگون غیر خبری خود باید چنین امری را رعایت کنند.
با این اوصاف هر مقاله دارای ارزش ویژه ای است. نثر مقاله، دید نویسنده و سبک نوشته ویژگی های بارزی است که سبب شناخت مردم نسبت به مقاله می شود. مقاله نویسان مجرب طی سال های قلم زنی در مطبوعات به این سه مهم دست یافته و از آنها به عنوان شناسه مقاله های خود در جراید استفاده کرده اند. بسیاری از نوشته ها گاه مهمترین ستون های روزنامه ها ومجله ها را به خود اختصاص می دهند.  مرحوم استاد علی اکبر دهخدا با سلسله مقاله های چرند وپرند در روزنامه صور اسرافیل، نثر، دید وسبک خاصی را ارایه داد و از این راه ذهن بسیاری از مردم را با اندیشه پاک وزلالش زینت بخشید که نمونه روشن و مناسبی است که در این بحث می توان به آن اشاره کرد.

موضوع یابی
مقاله بدون موضوع یا سوژه معنا ومفهومی نمی یابد، اما بسیاری از کسانی که می خواهند مقاله نویسی را تجربه کنند در یافتن سوژه در می مانند وگاه در چنین بحرانی اصولا مقاله نویسی را به کنار می گذارند. روزنامه نگاران حرفه ای از هر رویدادی حتی ناچیز و غیر مهم، از هر حادثه و واقعه ای که در اطرافشان رخ می دهد یا در کوچه و خیابان می بینند یا در خانه خود یا همسایگانشان و دیگران اتفاق می افتد، موضوع می سازند وبا پروراندن آن به کمک شیوه های نویسندگی، مقاله ای گیرا و جذاب فراهم می آورند.
برای کسانی که درابتدای این راه هستند، موضوع یابی ابتدا کاری دشوار می نماید، اما با کمی توجه به اطراف وحول وحوش خود و کنجکاوی در مسایل عادی وروزمره ،موضوع  خود را به ما می نمایاند.

الف: موضوع

1_ خاطره وتجربه :
یادآوری خاطره وبازگویی تجربه های بدست آمده، راهی برای یافتن موضوع برای مقاله نویسی است. به خاطر آوردن یادهای شیرین یا اندوهبار گذشته ، نگاه به دفتر یادداشت که هر خبرنگاری برای یادداشت برداری از حوادث روزمره باید همراه خود داشته باشد و خاطرات دوران کودکی می تواند موضوع های تازه دیگری برای نگارش مقاله برای مقاله نویسان فراهم آورد.کندوکاو  و کنجکاوی در مسایل روزمره نیز از این مقوله جدا نیست و منابع سرشاری از سوژه برای مقاله نویسی خواهد بود.

2_ تجربه دیگران:
یک خبرنگار و روزنامه نگار شریک دنیای دیگران نیز هست. در گفت و گوها، در مجالس عمومی، در تفریح گاههای عمومی، سالن های سینما و هرجا که هست در پی موضوع (سوژه) می گردد. مکالمه یک راننده تاکسی با مسافر برای او سوژه است. گفت و گوی دو مسافر برای او سوژه است. نگاه کنجکاوش را باید به هر سو بچرخاند. پشت چراغ قرمز هنگامی که در اتومبیل نشسته به اطراف و عبور و مرور مردم توجه کند. به خاطر حرفه ای که انتخاب کرده می بایست موشکافانه تر از افراد دیگر با رویدادها، حوادث و رخدادها برخورد کند. یک  اتفاق به ظاهر ساده ممکن است برای او سوژه ای گیرا برای نوشتن مقاله باشد.وقتی با کسی سخن می گوید، تجربیات شخص مقابل را ارزیابی کند و محک زند، شاید سوژه بکری بدست آید و از آن برای نگارش مقاله استفاده کند. از تجربیات دیگران می توان موضوع های مناسبی برای مقاله نویسی یافت.

3_ بهره گیری از نشریات:
مقاله نویس باید در جریان مداوم اخبار و وقایع باشد تا ضمن تقویت قوه حافظه و دید خبری به سوژه های مختلفی که می توان از زوایای گوناگون روزنامه ها، مجله ها و هر نوشته ای یافت، دست پیدا کند. در لابلای هر خبر و نوشته ای در مطبوعات سوژه های فراوانی وجود دارد که از دید بسیاری از مردم پنهان می ماند، اما چنین موضوع هایی از نگاه یک خبرنگار کنجکاو نباید دور بماند.

4_ رادیو و تلویزیون :
توجه به برنامه های تلویزیونی و رادیو اعم از سخنرانی ها، نمایشنامه ها، بخش های خبری و ... ضمن آن که یک مقاله نویس را با افکار و عقاید و بینش های گوناگون آشنا می سازد، منابع سرشار و نامحدودی از موضوع های مختلف را برای مقاله نویسی در خود دارد. یک سخنرانی رادیویی یا تلویزیونی موضوع های گوناگونی را در ذهن متبادر می سازد که پرورش هر کدام، سوژه مناسبی برای تهیه مقاله است. انتقاد به یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی، روشنگری در زمینه یک مساله اجتماعی، استفاده از یک گزارش تلویزیونی که از مردم تهیه شده، تپق گوینده، یک اسلاید یا قطعه ای موسیقی که پخش می شود و دهها مورد دیگر می تواند سوژه مطلوبی برای یک مقاله مطبوعاتی باشد.

5_ آگهی های تبلیغاتی:
تبلیغات امروزه به عنوان فراگیرترین پدیده اجتماعی محیط و در پیرامون ما و حتی در زندگی خصوصی و خانوادگی رخنه کرده است. این پدیده فراگیر، مطرح ترین مسایل اطرافمان را نیز در بر می گیرد. حتی در فرهنگ محاوره نیز رسوخ می کندو به یادگار می ماند، به طوری که بسیاری از ما کالاها را به نام تجارتی آن می خوانیم.لین هجوم تبلیغاتی عمدتا از طریق رسانه های جمعی صورت می گیرد. بیش از نیمی از صفحات جراید  یومیه را  آگهی پر کرده است که بسیاری از آنها ، موضوع هایی ناب برای مقاله نویسی است. یک آگهی خداحافظی (تودیع)، آگهی شاگرد اول ها و حتی آگهی های ترحیم و تسلیت گاه موضوع هایی در بر دارند که نه تنها به عنوان یک سوژه برای مقاله نویسی بلکه به عنوان یک پدیده اجتماعی مطرح می شود. مقاله نویسان پرکار از این پدیده ها به نحو موثری استفاده می کنند.

ب: شناخت موضوع _ انواع موضوع

کثرت مسایل و موضوع های پیرامون ما به حدی است که لاجرم برای یک مقاله نویس تقسیم بندی آن مشکل می نماید. هر مقاله نویس سبک خاص و دید ویژه ای نسبت به مسایل دارد و گرد سوژه هایی می چرخد که با نثر وی سازگار و همگون باشد. به همین دلیل تقسیم بندی سوژه ها به خودی خود برای یک مقاله نویس مطرح می شود و طبعا در محدوده ذوق و قریحه و نثر وی دور می زند. مقاله نویسانی  که در ابتدای کارند با این قضیه باید آسان تر برخورد کنند تا در کوران کار و تجربه به سبک خویش برسند.
برای چنین مقاله نویسانی تقسیم بندی زیز می تواند دید بازتری نسبت به موضوع های مختلف بدهد تا گام های بعدی را بتواند راحت تر و مطمئن تر بردارند.

1_ موضوع های عینی:
موضوع های عینی شامل همه سوژه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و ... است که اکثر افراد جامعه با آنها ارتباط دارند و برای همگان یکسان معنا می شود. به عنوان مثال مشکلات آموزشی در مدارس یا واردات مواد غذایی و نظایر آن هم برای اکثر افراد جامعه ملموس و عینی است.

2_ موضوع های ذهنی و مبهم:
موضوع هایی که مادی و ملموس نیستند و هر یک از افراد جامعه نسبت به تفکر، نحوه برداشت، تجربه و آموزشی که دیده اند برداشت خاصی از آنها دارند، هر چند که عقیده همه درباره آنها یکسان باشد، مانند: شهامت، حسادت، شجاعت یا انسانی که اعتماد به نفس دارند، کیست؟

3_ طراحی یک شخصیت:
نگارش مقاله درباره یک شخصیت، بررسی زوایا و نکات ریز، موشکافی و معرفی شخصیت مورد نظر است. مانند: پزشک چگونه آدمی است؟ ورزشکار چه خصوصیتی دارد؟ روزنامه نگار کیست؟ و ... در این رده از موضوع ها قرار می گیرد.

منبع: مقاله نویسی در مطبوعات _ استاد حسین قندی _ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی

[ افزون نظر | امتیاز دادن به این آموزش ]



 

نوشته شده توسط عابدینیان در شنبه سیزدهم خرداد 1385 ساعت 14:27 موضوع | لینک ثابت


الا بذكرالله تطمئن القلوب



دل آرام گيرد به ياد خدا


 

نوشته شده توسط عابدینیان در جمعه پنجم خرداد 1385 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes  

< : سخن روز   This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting