تبليغاتX
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم جزيره رياضي
  السلام عليک  يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر يابن رسول الله

گل ستاره وجود حضرت باقر در آسمان شيعه تابيدن گرفت؛ امامی که شكافنده دانش ها، جامع علم و منبع دانش و مشهور به فضيلت و بينش است و درجه علم و دانشش بالاتر از فهم بشري، امام پايداري و تلخي چشيده اي  از حماسه عاشورا كه پيمانش با خدا غير قابل ترديد و فضيلت و كمالش غير قابل انكار است. امام علم كه چشمه‌هاي جوشان دانش و فنون و حكمت از انديشه هاي اين بابغه دين مي جوشيد و مي‌تراويد و اوراق زندگي اش سراسر سرشار از احاديث روايت‌‌ها و كلمات قصار و نصيحت هاست.

شب ميلادش، فضاي ساكت و آرام مدينه، مبهوت نورافشاني خانه گلين امام سجاد (ع) است و فروغي نوراني، آسمان مدينه را روشن كرده است؛ نوري كه از چهره معصوم و منور نوزادي مبارك به آسمان ساطع است. چشمه جاري شكافنده علم ها در بيابان خشكيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر بركت خود سيراب ساخت.

 

محمد پسر علی ملقب به باقر (زادروز سوم صفر سال ۵۷ ه‌ق - درگذشت سال ۱۱۴ ه‌ق) نام امام پنجم شیعیان است. کنیه وی «ابو جعفر» و القابش «باقرالعلوم «شاکر»، «صابر» و «هادی» بوده‌است. مادر وی فاطمه دختر حسن مجتبی و پدرش علی بن حسین بود و در مدینه متولد گشت. و در ۷ ذی الحجه سال ۱۱۴ ه ق درگذشت و وی در بقیع مدفون است

امام پنجم (ع) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود. در ضمن سخنانش مي فرمود:

مصافحه کردن کدورتهای درونی را از بين مي برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد.

امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی، کمال مواظبت را داشت. ميخواست سنتهای جدش رسول الله (ص) را عملاً در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی را به مردم تعليم نمايد. در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای  کشت آماده مي ساخت. آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست مي آورد در راه خدا انفاق مي فرمود. بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) مي رفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع مي شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مي گشتند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 17:3  توسط عابدینیان  | 

نقطه مفهومی‌است مجرّد جهت بیان موضعی دقیق در زمان یا مکان.

  • نقطه هندسی نهادی تصوری است در فضا که به خودی خود وسعت و اندازه‌ای ندارد. نقطه اساس زبان هندسه‌است و شکل‌هایی مثل خط ، مثلث ، مربع و غیره از به هم وصل کردن نقطه‌ها به وجود می‌آیند.
  • نقطه ادبی علامتی ریز و گرد که در زیر یا روی برخی از حروف و علامتی نظیر آن که بین دو کلمه یا دو جمله گذاشته می‌شود برای وقف مختصر «نقط و نقاط جمع»

     

    دایره، مجموعه‌ای است از بی‌نهایت نقطه که فاصله آنها از یک نقطه (مرکز دایره) به یک اندازه است. این فاصله را شعاع دایره می‌گویند و معمولاً با حرف r نمایش می‌دهند.

    در حقیقت، دایره یک بیضی است که کانون‌های آن بر همدیگر منطبق‌اند.

     

  • در هندسه قطر یک دایره هر پاره‌خطی است که از مرکز آن دایره بگذرد و دو سر آن روی محیط دایره باشد. به این معنی هر دایره بینهایت قطر دارد. در استعمال جدیدتر، این کلمه به طول چنین پاره‌خطی اشاره دارد و چون همه قطرها در یک دایره برابرند از «قطر دایره» سخن می‌رود. قطر دایره بزرگ‌ترین وتر آن دایره نیز هست.

     دایره، یکی از سازهای کوبه‌ای ایرانی است.این ساز، تقریباً مانند دف است و تنها تفاوت این دو در آنجاست که دف، معمولاً دارای زنجیرهای کوچکی در داخل است که صدای آن را متفاوت می‌کند.

    ساز کوبه‌ای سازی است که صدا در آن با کوبیدن، تکان دادن، مالش یا خراشیدن ایجاد می‌شود. سازهای کوبه‌ای معمولاً در موسیقی برای نگه‌داشتن ضرب (ریتم) بکار می‌روند، ولی توانائی اجرای ملودی را هم دارند. این ساز احتمالاً پس از صدای انسانی قدیمی‌ترین نوع ساز است.

    دف، یکی از سازهای کوبه‌ای در موسیقی ایرانی است.

    این ساز شبیه به دایره ولی بزرگ‌تر از آن است. چنانکه از کتاب‌های موسیقی و نوشته‌ها و اشعار بر می‌‌آید، در دوره اسلامی ایران، این ساز برای پشتیبانی از ساز و حفظ وزن به کار می‌‌رفته و رکن اصلی مجالس عیش و طرب و محافل اهل ذوق و عرفان بوده که قوالان هم با خواندن سرود و ترانه آن را به کار می‌بردند. در کتاب‌های لغت در معنی دف یا دایره می‌‌نویسند: آن چنبری است از چوب که بر روی آن پوست کشند و بر چنبر آن حلقه‌ها آویزند. در قدیم برای آنکه طنین بهتری داشته باشد روی دف پوست آهو می‌کشیدند.

    همچنین در انجیل مقدس آمده است که پس از آنکه حضرت موسی (ع)از رود نیل گذشت مریم نبیه(که از نزدیکان موسی(ع) بود)دف به دست گرفت و شروع به سرودن و نواختن کرد.

    در قدیم دف یا دایره کوچک را که چنبر آن از روی و برنج ساخته می‌‌شد خمک یا خمبک می‌‌گفتند. به دست زدن با وزن و به اصطلاح بشکن زدن هم خمبک یا خمبک می‌‌گفتند.

    دف‌هایی هم بوده که بر چنبر آن زنگ تعبیه می‌‌کردند و می‌‌نواختند. زنگهای دف را جلاجل می‌‌گفتند. در دوره اسلامی به کسانی که دف یا دایره می‌‌نواختند جلاجل زن می‌‌گفتند.

    در ایران کهن جلاجل وسیله‌ای بیضی شکل و بزرگ بود که زنگ‌هایی بر آن می‌‌بستند و در جنگ‌ها به کار می‌‌بردند و ظاهراً صدای مهیبی داشته است.

    دف را که بر آن زنگوله تعبیه می‌کنند دف زنگی می‌گویند.

    پس از آنکه تمبک مجلسی شد به تدریج جای دف را گرفت و از رونق دف کاست و دف را بیشتر در شهرهای کوچک وقصبات در مجالس عیش و سرور به کار می‌‌بردند به ویژه در کردستان و آذربایجان بسیار متداول بود و نوازندگان ماهر داشت. در سال‌های اخیر دف نوازی در بیشتر شهرهای ایران رایج‌تر شده است و هنر آموزان به آموختن آن روی آورده‌اند.


  • + نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:20  توسط عابدینیان  | 

    همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .   

      سوره مبارکه کوثر   آیه 2-1

    شده عالمی منور ، ز طلوع نور زهرا (س)  

     که جمال حق ، نمایان ، شده با طلوع زهرا (س)

     

    خداوند از خشم فاطمه خشمگين و به سبب خشنودي او خشنود مي شود، فاطمه پاره

     تن من است، هر كس او را بيازارد مرا آزرده است آن كس كه با او دوستي ورزد با من

    دوستي ورزيده است. فاطمه قلب و روح من است، فاطمه بانوي زنان دو جهان است. 

               پیامبر اکرم (ص)

     

    میلاد با سعادت و سراسر نور و برکت امّ الائمه ، بانوی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س)

     

     و روز زن بر تمامی شیعیان جهان بویژه مادران عزیز مبارک باد

    + نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:50  توسط عابدینیان  | 

    شهادت دختر نبی اکرم (ص)بر همگان تسلیت باد

    يکي از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيري دارم که در مسايل نماز سؤالاتي دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعي نماز را از شما بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراواني مطرح کرد و پاسخ شنيد.
    در ادامه پرسشها آن زن خجالت کشيد و گفت : اي دختر رسول خدا بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم . حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال داري بپرس ، آيا اگر کسي را روزي اجير نمايند که بار سنگيني را به بام بالا ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين کاري براي او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت ادامه دادند : " من هر مسأله اي را که پاسخ مي دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مي گيرم ، پس سزاوارتر است که بر من سنگين نيايد . "


    (بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)

     

     

    در حديث مفصلي آمده است که جابربن عبدالله انصاري مي‏گويد من در زمان حيات رسول خدا وقتي که فاطمه عليهاسلام فرزندش حسين عليه السلام را زاييده بود، براي گفتن تبريک خدمتش رسيدم. ديدم در دست فاطمه (عليهاسلام) لوح سبزي است. پرسيدم اين لوح چيست؟ فاطمه (عليهاسلام) فرمود: اين لوحي است که خداوند به رسولش هديه داده و آن حضرت هم آن را به من داده . در آن لوح نوشته بود:

    بسم الله الرحمن الرحيم.
    اين کتابي است از جانب خداي عزيز و حکيم براي محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) من تو را بر همة پيامبران برتري دادم و وصي و خليفه‏ات علي عليه السلام را از همه اوصيا برتر کردم و تو را به فرزندت حسن و حسين گرامي داشتم. من مردم را نسبت به فرزندان حسين ائمه اطهار پاداش مي‏دهم يا عقاب مي‏نمايم؛ آنها که اولشان علي سيدالعابدين است، بعد محمد که شکافنده علم من است، بعد جعفر است که ردکننده او مانند ردکننده من است و سپس موسي است که در زمانش تاريکي شديدي است، و او عبد و حبيب من است.

    و بعد از او ولي و ناصر من علي است، واي بر منکرين او؛ سپس فرزند او محمد وارث علم من است و سپس فرزندش علي ولي و ناصر و امين من است و پس از او فرزندش حسن است و بالاخره من آنها را به فرزند او « حجه بن الحسن المهدي » که براي عالميان رحمت است، کامل مي‏کنم.

    او داراي کمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب است. اينان اولياء منند؛ بر آنها صلوات پروردگارشان باد که آنها هدايت ‏يافتگانند.

    (فاطمة الزهراء رحماني/ 290/ 54)

    حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظه هاي واپسين زندگي ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اي اسماء ! عطر مرا همان عطري که هميشه مي زنم ، و پيراهني را که هميشه در آن نماز مي گزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار کن ، اگر بيدار شدم که نماز مي گزارم ، و اگر بيدار نشدم کسي را به دنبال علي ( عليه السلام ) بفرست".

    (کشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122 )

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:22  توسط عابدینیان  | 

     

    روز معلم بر تمامی همکاران گرامی مبارک

    جستجو و طلب علم بر هر مسلماني واجب است."

     پيامبر اكرم (ص) اصول كافي ، ج1/ص 30

    بعضی می‌گویند که تعلیم من بی معناست

    من تنها سه چیز برای یاد دادن دارم

    دیگران آن را والا ولی بی فایده می‌دانند

    سادگی ، صبر، رحم

    اما برای آنان که به درون خود نگریسته اند

    با سادگی در اعمال و افکار

    این بی معنایی ، معنایی کامل دارد

    تو به سرچشمه بودن بر می‌گردی

    و برای آنها که به کارش گرفته اند

    با صبوری با دوست و دشمن

    این والایی ریشه هایی بس عمیق دارد

    تو با بودن همه چیز هماهنگ می‌شوی

     

    و با رحیم بودن نسبت به خودت

     

     

    با هر آن چیز در جهان ، آشتی می‌کنی

    در همه عمر ، از گهواره تا گور ، در جستجو و

     

    طلب علم باشيد. پيامبر اكرم (ص)  

     

    " علم را جستجو و تحصيل كنيد و به دست آوريد ولو در

     

    چين."

    بحار الانوار،ج،1/ص180

     

    " حكمت ، گمشده مومن است ، و هر كس كه چيزي گم

     

    كرده آن را در هر نقطه كه پيدا كند معطل نميشود و

     

    برميدارد.                      رسول اكرم(ص) بحار الانوار ج2/ص99

    + نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:5  توسط عابدینیان  | 

    الف) دلگون(Cardioid) :اگر دايره اي به شعاع 1 واحد مماس بر دايره اي به شعاع 1 واحد، حول آن بغلتد،شكلي كه يك نقطه از محيط دايره ي غلتان بر آن حركت مي كند را دلگون گويند . 

     

    ب)نفروئيد(Nephroid):  اگر دايره اي به شعاع 1 واحد مماس بر دايره اي به شعاع2 واحد، حول آن بغلتد،شكلي كه يك نقطه از محيط دايره ي غلتان بر آن حركت مي كند را نفروئيد گويند .

     

     ج)دلتاگون(Deltoid):  اگر دايره اي به شعاع 1 واحد مماس بر دايره اي به شعاع3 واحد، درون آن بغلتد،شكلي كه يك نقطه از محيط دايره ي غلتان بر آن حركت مي كند را دلتاگون گويند .

     

     د)ستاره گون(Astroid):  اگر دايره اي به شعاع 1 واحد مماس بر دايره اي به شعاع4 واحد، درون آن بغلتد،شكلي كه يك نقطه از محيط دايره ي غلتان بر آن حركت مي كند را ستاره گون گويند .

     

     

     

     

     

      منبع :ریاضی دانان جوان

    + نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:32  توسط عابدینیان  | 

    میلاد رسول اکرم وآغاز سال 1387بر همگان مبارک

    + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 6:34  توسط عابدینیان  | 

    خط d را در صفحه در نظر بگيريد. اگر O نقطه‌ي دلخواهي بر d و نقاط به ترتيب قرينه‌ي A,B نسبت به O باشند، آيا مي‌توان AB را با حركت دادن روي d بر منطبق كرد؟

     

    قطعاً پاسخ منفي است. امّا با دوران AB حول O در صفحه، مي‌توان آن را بر منطبق كرد يعني با رفتن به بعدي بالاتر. [ خط يك بعدي و صفحه دو بعدي است]
    خط d و مربّع ABCD در صفحه مفروض‌اند. اگر نقاط  به ترتيب قرينه‌ي A,B,C,D نسبت به d باشند، آيا مي‌توان ABCD را با حركت دادن در صفحه بر منطبق كرد؟


    قطعاً پاسخ منفي است. امّا با دوران ABCD حول d در فضا، مي‌توان آن را بر منطبق كرد يعني با رفتن به بعدي بالاتر [صفحه دو بعدي و فضا سه بعدي است]
    اكنون فرض كنيد روبه‌روي يك آينه‌ي قدّي ايستاده‌ايد و به تصوير و فضاي اطراف خود،در آن مي‌نگريد. سؤال اين است كه آيا با حركت در فضا مي‌توانيد بر تصوير آينه‌اي خود منطبق شويد؟
    قطعاً پاسخ منفي است. پس طبق روال فوق بايد به بعد بالاتر برويم، يعني بعد چهارم! امّا فضاي چهاربعدي چگونه است؟


    معرّفي فضاي چهاربعدي:
    يك چهارتايي مرتب از اعداد حقيقي (x,y,z,t) يك نقطه از فضاي چهاربعدي ناميده مي‌شود. فضاي چهاربعدي داراي چهار محور مختصات است:

     


    در فضاي چهاربعدي علاوه بر محور مختصات، صفحه ي مختصات نيز داريم؛ اين‌ها صفحاتي هستند كه از دو محور مختصات مي‌گذرند.
    فضاي چهار بعدي داراي 6 صفحه ي مختصات است:

     


    به وضوح هر يك از اين صفحات از دو محور مختصات مي‌گذرند.
    امّا كار به همين جا ختم نمي‌شود، در فضاي چهاربعدي، مجموعه‌اي چون صفحه ي مختصات سه بعدي نيز داريم و آن عبارت است از مجموعه‌ي نقاطي كه يك مختص آن‌ها صفر و سه مختص ديگر مي‌توانند عددي دلخواه باشند. فضاي چهاربعدي داراي چهارصفحه‌ي مختصات سه بعدي است:

    به وضوح هر يك از اين صفحات مختصات سه بعدي از سه محور مختصات مي‌گذرند و محل تلاقي هر دو تاي آن‌ها، يك صفحه‌ي مختصات است.
    در اين فضا، فاصله‌ي بين دو نقطه‌ي به صورت زير تعريف مي‌شود:

     


    و منظور از يك شكل هندسي، يك مجموعه‌ از نقاط است.
    اكنون پس از معرّفي فضاي چهاربعدي، جهت درك بهتر آن، ساختار شكل هندسي ساده‌اي چون مكعب واحد چهاربعدي را بررسي مي‌كنيم.
    پيش از پرداختن به اين موضوع، بد نيست ساختار مكعب واحد سه بعدي را يك بار مرور كنيم.
    مكعب واحد سه بعدي عبارت است از .
    رأس: رأس اين مكعب عبارت است از نقاطي كه مختص‌هاي آن‌ها 0 يا 1 هستند. مثلاً (1،0،0) يك رأس اين مكعب است. اين مكعب داراي 8 رأس است.
    يال: يال اين مكعب عبارت است از مجموعه ي نقاطي كه دو مختص آن‌ها 0 يا 1 بوده و مختص ديگر بين 0 و 1 تغيير مي‌كند.
    مثلاً يك يال اين مكعب است. اين مكعب داراي 12 يال است.
    وجه: وجه اين مكعب عبارت است از مجموعه ي نقاطي كه يك مختص آن‌ها 0 يا 1 بوده و دو مختص ديگر بين 0 و 1 تغيير مي‌كنند.
    مثلاً يك وجه اين مكعب است. اين مكعب داراي 6 وجه است. در شكل زير چگونگي ساختن مكعب واحد سه بعدي با استفاده از مدل گسترده‌اش را ملاحظه مي‌كنيد:

     



    اكنون به بررسي ساختار مكعب واحد چهاربعدي مي‌پردازيم.
    مكعب واحد چهاربعدي عبارت است از.
    رأس: رأس اين مكعب عبارت است از نقاطي كه مختص‌هاي آن‌ها 0 يا 1 هستند. مثلاً (1،0،0،0) يك رأس اين مكعب است. اين مكعب داراي 16 رأس است.
    يال: يال اين مكعب عبارت است از مجموعه‌ي نقاطي كه سه مختص آ‌ن‌ها 0 يا 1 و مختص باقيمانده بين 0 و 1 تغيير مي‌كند. مثلاً يك يال اين مكعب است.
    اين مكعب 32 يال دارد. [چرا؟]
    وجه دو بعدي: وجه دو بعدي اين مكعب عبارت است از مجموعه‌ي نقاطي كه دو مختص آن‌ها 0 يا 1 و دو مختص ديگر بين 0 و 1 تغيير مي‌كنند. مثلاً يك وجه دو بعدي اين مكعب است.
    اين مكعب داراي 24 وجه دو بعدي است. [چرا؟]
    وجه سه بعدي مكعب: وجه سه بعدي مكعب عبارت است از مجموعه‌ي نقاطي كه يك مختص ‌آن‌ها 0 يا 1 و سه مختص ديگر بين 0 و 1 تغيير مي‌كنند.
    مثلاً يك وجه سه بعدي اين مكعب است. اين مكعب 8 وجه سه بعدي دارد.
    در شكل‌هاي زير مكعب واحد چهاربعدي و چگونگي ساختن ‌آن را با استفاده ازمدل گسترده‌اش ملاحظه مي‌كنيد:

     

     

     

     

     


    سخن آخر اين كه يكي از كاربردهاي مهم اين فضا در معرفي فضاي مينكوفسكي در نظريه ي مشهور نسبيت مي باشد .

    منبع :انجمن ریاضی دانان جوان اميررضاعرب
     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 19:16  توسط عابدینیان  | 

    ریاضی گسسته که به آن ریاضیات محدود یا ریاضیات تصمیم نیز می گویند به بخش‌هائی از ریاضیات گفته می‌شود که با ساختارهای گسسته (یعنی ساختارهائی که در آن‌ها مفهوم پیوستگی وجود ندارد) سر و کار دارد. بیشتر مواردی که در ریاضیات گسسته مورد بررسی قرار میگیرند مجموعه های شمارش پذیر هستند مانند اعداد صحیح و گراف های محدود و زبان های رسمی.

    ریاضیات گسسته بدلیل کاربردهای زیاد در علوم کامپیوتر در دهه های گذشته کاربرد زیاد یافته است. مفاهیم و نشانه های ریاضیات گسسته برای مطالعه الگوریتم های رایانه و زبان های برنامه نویسی مورد استفاده قرار گرفته است. در بعضی دانشگاه ها ریاضیات محدود به مفاهیمی از ریاضیات گششته اطلاق می شود که در تجارت کاربرد داشته اند ولی ریاضیات گسسته به مباحث تخصصی علوم کامپیوتر می پردازد.

    ارتباط شیمی و ریاضیات گسسته

    ارتباط شیمی و ریاضیات گسسته پیشرفتهای سریع و همه جانبه علوم و تکنولوژی ، مسایل جدیدی را مطرح ساخته است. طبیعت متناهی (و گاه نامتناهی ولی گسسته) بسیاری از این مسایل همراه با بکارگیری ابزار جایگزین ناپذیر کامپیوتر ، ریاضیات مناسبی غیر از حساب دیفرانسیل و انتگرال سنتی ، آنچه دانشجویان مقطع کارشناسی طی 11 واحد می گذرانند ، را طلب می‌کند. در این چارچوب است که ریاضیات خصلت مدل‌سازی خود را آشکار می‌سازد و این بار در قالب ریاضیات گسسته به بیان دقیقتر مسایل مطرح شده پرداخته و سپس با ابداع الگوریتمهای مناسب و پیاده سازی کامپیوتری آنها به حل مسایل می‌پردازد.
    تصویر

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 19:11  توسط عابدینیان  | 

     

    حضور سبز رهبرانقلاب اسلامی در استان یزد را گرامی میداریم

     

    مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد                              هدهد خوش خبر از طرف صبا باز آمد

    برکش ای مرغ سحر نغمه داودی باز                                  که سلیمان گل از باد هوا باز آمد

    لاله بوی می نوشین بشیند از دم صبح                                   داغدل بود به امید دوا باز آمد

    عارفی کو که کند فهم زبان سوسن                                     تابپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد

    مردمی کرد و کرم بخت خداداد به من                               
    کان بت سنگدل از بهر خدا باز آمد

    چشم من در پی آن قافله بس آب کشید                                   تا به گوش دلم آواز درا باز آمد

    گرچه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست                   لطف او بین که به صلح از در ما باز آمد

    ***

     

    + نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:47  توسط عابدینیان  |